حالِ بدِ استقلال
داشتیم روزهای خوبمان را سپری میکردیم ! روزهای خوب بعد از قهرمانی ِ دلچسب ...
روزهای خوبی که دوام نیاورد و به ماه نکشیده اصطلاحا ! از دماغمان بیرون کشیدند آن همه شیرینی را !!
روزهای خوبی که نگذاشتند خوب بماند و خوبتر شود ...
روزهای خوبی که تبدیل شدند به بدترین روزهایمان ...
چیزی
از قهرمانی استقلال نگذشته بود که آقایان به خاطر مسائل پیش پا افتاده و
لج و لجبازی جباری ، بهترین هافبک طراح و مغز متفکر استقلال را اخراج و خط
میانی را نابود کردند !
بعد از این اتفاق که خیلی خیلی برای استقلال گران تمام شد و و میانه ی استقلال را نابود کرد ، بازیهای استقلال شروع شد ...!
بازیهایی که به وضوح نبود زیدان را به رخ میکشید!
ب حدی که با دعا و معجزه توپ به مهاجمان میرسید !!
روزهای عادی استقلال ادامه داشت ...
تا روزهایی که به نیم فصل نزدیک میشدیم ...
روزی که شاه ماهی از دریای آبی استقلال رفت را به یادتان نمی آورم !
زجرتان نمیدهم ! غمتان را تازه نمیکنم !
از آن روزهای غمگین استقلال همین بس که جان یک نفر گرفته شد ...!
و خط حمله ای که به نابودی گرایید ...!
رفتن کاپیتان استقلال شوک بزرگی بود که همه را بهت زده و عده ی خاصی را نگران وضعیت آینده ی استقلال کرد !
روزهای سرد استقلال پی در پی میگذشتند و نبود هواداران در آزادی بر سردی ِ بازیهای استقلال می افزود
تا روزی مثل امروز که خبر رفتن پژمان ضربه ی آخر و تیر خلاص را به هواداران وارد کرد !
کسی که آنقدر مرد بود که فرصت جذب جانشین را برای سرمربی فراهم کند ( جانشــین ، نه یک مشت لنگی قراضه !!)
کسی که باید دید رفتنش دفاع استقلال را نابود میکند یا نه !!
آرش
برهانــی ، تنها بازیکن باقــی مانده از آن نسل محبــوب هم به جـــرم نور
چشــمی نبودن به نیمکت قفل شده تا آقایان غم استقلالی ها را دوچندان کنند!
هواداران آبی ! اینها حرفای من و شاید عده ی از هواداران استقلال باشد !
حال تاجمان خوب نیــست ...!
استقلالمان دیگر عزیز و محبوب کـــــم دارد ...! خیلی کم ....
اینرا از بازیکنان حال حاضر میتوان فهمــید که : اســــــــتقلال دیگــــر اســـــــتقلال نیست ...!
NEGIN

وبلاگی برای همه هواداران متعصب ناصر حجازی و فرهاد مجیدی و استقلال