esteghlal-malevan-91

اختصاصی آبیته- تیم‌های گیلانی هیچ وقت در زمین خود از پیش بازنده نبوده اند و خاطره های پرشماری از ناکامی استقلال در زمین آنها، در ذهن ها باقی مانده؛ از اولین دوره لیگ برتر که جام قهرمانی در انزلی از دست رفت تا همین چند هفته پیش که داماش در رشت استقلال را شکست داد.

از این نظر، تساوی خارج از خانه مقابل ملوان، نه تنها تلخ نیست که می تواند به عنوان یکی از آخرین مسابقات خارج از خانه استقلال (تنها سه بازی دیگر بیرون از تهران باقی مانده) غنیمت باشد و حتی نتایج ضعیف ملوان در دور برگشت لیگ برتر هم دلیلی بر این نیست که استقلال را در انزلی، محکوم به پیروزی بدانیم و برای تساوی اش مرثیه سرایی کنیم.

ولی آن چه درباره تساوی امروز، خودنمایی می کند نه پیروزی رقبای اصلی استقلال (و به حداقل رسیدن فاصله امتیازی با تراکتورسازی) در این هفته و نه حتی کیفیت پایین و کسل کنندگی مسابقه، که عدم آن‌چه تلاش و انگیزه برای برد می خوانیمش، بود که از قبل از مسابقه با غیبت مجیدی در لیست ۱۸ نفره تا حدودی قابل پیشبینی به نظر می رسید.

اینکه در روز غیبت اجباری خسرو حیدری که ستون اصلی شروع اکثر حملات استقلال در این فصل (خصوصا تا قبل از آمدن اشجاری و بازگشت جباری) بوده، مجتبی جباری در ترکیب اصلی قرار نگیرد و این نیمکت نشینیِ جباری، درست بعد از درخشش خیره کننده اش در نیمه اول دیدار برابر مس کرمان (که خط بطلانی بر تصور مناسب بودن حضور جباری تنها در نیمه دوم بود) صورت گیرد به نوعی خلع سلاح استقلال توسط خودش است تا نه تنها، موقعیت ایجاد کردنش به حداقل برسد که این جسارت را به رقیب بدهد که در نشست مطبوعاتی ادعا کند استقلال به دنبال تساوی بوده و سرمربی استقلال هم این موضوع را تایید کند!

 

 

وقتی تصور می کنیم قربانی کردن مسابقه ی پیش از دربی، در دربی به نفعمان است!

 

حتی اگر کادر فنی استقلال قبل از مسابقه با ملوان، بر این موضوع تاکید کند که از حالا به فکر دربی نیست و از این مسابقه با تعبیر اغراق آمیز «فینال انزلی» یاد کند، با تجربه مان از گذشته و حساسیت های این مسابقه که تا انتهای فصل سایه اش بر سر تیم می ماند (و به عنوان مثالی نزدیک، پیروزی ۳-۲ پرسپولیس در دربی برگشت سال گذشته تنها عامل دل خوش کن و حتی کری خوانی طرفداران این تیم پس از رتبه دوازدهم در لیگ و ناکامی در حذفی و آسیا، بود) می دانیم که حواس مسئولان استقلال از چند هفته قبل به سمت دربی رفته و این وقتی در عمل ثابت می شود که فرهاد مجیدی با بیان این دلیل که «می خواهیم برای دربی آماده شود» در لیست ۱۸ نفره قرار نمی گیرد!

در عین حال، جای تعجب و سوال دارد که «چرا فرهاد مجیدی که مدت ها از میادین دور بوده نباید در مسابقه قبل از دربی، دست کم چند دقیقه به میدان برود تا بیشتر در حال و هوای مسابقه قرار بگیرد؟» و این بازی نکردن مجیدی جدا از اینکه یک عامل انگیزشی و روحی و حتی یک عامل ترس حریف (ملوان) را از ما می گیرد، تاثیری احتمالا منفی بر عملکردش در دربی می گذارد.

و درست به همین دلیل دیر وارد شدن جباری در دیدار با ملوان، نه تنها باعث رخوت در حملات استقلال و عدم ایجاد موقعیت گلزنی شد که اکنون عاملی برای این نگرانی است که ناهماهنگی احتمالی حاصل از تغییر و تحولات چند باره ی استقلال در چند مسابقه اخیر، در دربی برای تیم مشکل ساز شود. و در همین راستاست که استفاده تراکتورسازی و سپاهان از توقف استقلال و نزدیک تر شدنشان در جدول، خود به عامل اضطراب دیگری در هفته پیش از دربی تبدیل شده و احتمالا «امید به امتیاز از دست دادن استقلال در دربی» در صحبت های مسئولان و مربیان و بازیکنان این دو تیم در مصاحبه های مختلفشان در این هفته تکرار خواهد شد و آرامش استقلال را بیشتر بر هم خواهد زد.

 

 

وقتی بازی برای استقلال گره می خورد

 

مشکل استقلال در این فصل حفاظت از داشته هایش نبوده و میزان اشتباهات خط دفاع و دروازه بانش به قدری کم بوده (و در طول فصل به مرور کمتر هم شده) که نگرانی از بابت ضربه خوردن از بخش دفاعی، به حداقل برسد و حتی آرامشی کامل را به خط هافبک و حمله و مربیان تیم بدهد که بعید است آن چه به دست آورده ایم را با یک اشتباه از دست بدهیم.

ولی چالش اصلی استقلال در این فصل که هنوز هم پا بر جاست و در بازی هایی مثل همین دیدار با ملوان خودش را نشان می دهد این است که اگر بازی برایش گره بخورد، توان باز کردن این گره را ندارد و در نهایت یک جرقه و حرکت لحظه ای ممکن است به دادش برسد مگر نه، همان قدر که حریف را در گل زدن ناکام می گذارد، خود در به ثمر رساندن گل پیروزی و حتی ایجاد موقعیت گلزنی، به مشکل می خورد.

در دیدار با ملوان با فرض پذیرش صحبت های سرمربی که «تساوی برای استقلال نتیجه قابل قبولی است» نمی توانیم ناکامی استقلال در خلق موقعیت های گلزنی را هم نادیده بگیریم و این بیشتر از آن جهت است که در هفته های پایانی که مسابقات استقلال (به خاطر بازی های آسیایی) فشرده تر و (به دلیل سخت تر شدن جبران امتیازات از دست رفته) حساس تر می شود، همین قفل شدن بازی برای استقلال می تواند به از دست رفتن امتیازات حساسی منجر شود که قابلیت های دفاعی تیم توان بازگرداندنشان را نداشته باشد.

 

 

وقتی مهاجمان استقلال تا این حد نا مطمئن هستند

 

هنوز با گذشت دو سوم لیگ و انجام تغییر و تحولات عظیم در نیم فصل دوم، مهاجمان استقلال به آن حد از توان و ثبات نرسیده اند که مشکل استقلال در گلزنی را در تمام مسابقات بر طرف نمایند و کادر فنی و هواداران را به این میزان اطمینان خاطر برسانند که قطعا حضوری مثبت در میدان خواهند داشت.

اینکه ایمان موسوی پس از گلزنی در دو بازی اولش برای استقلال، در پنج مسابقه بعدی حضوری متوسط دارد و آرش برهانی با وجود انجام دو بازی درخشان (مقابل سایپا در جام حذفی و مقابل مس)، در سایر بازی ها کمتر از انتظار عمل می کند و حتی فرزاد حاتمی پس از به ثمر رساندن پنج گل در پنج مسابقه، در دو بازی اخیر بی انگیزه بازی می کند، بیش از هر چیز ناشی از بی ثباتی و فراز و فرودهایشان است که همان قدر که در یک مسابقه تماشاگر را میخکوب و غافلگیر می کنند در یک مسابقه دیگر، به عنوان عاملی اعصاب خرد کن عمل می کنند که این موضوع نگرانی را درباره بازی های بعدی استقلال و از جمله دربی پیشرو هم افزایش می دهد.

در نتیجه ی همین عملکردهای متناقض مهاجمان استقلال در دیدارهای مختلف است که برای بازی با پرسپولیس می توانیم برای همه آنها شانس گلزنی قائل شویم ولی در عین حال نمی توانیم شانس گلزنی هیچکدامشان را خیلی بالا بدانیم و حتی با نگاهی بدبینانه، امیدمان را بیشتر به هافبک ها و مدافعان می بندیم که شاید با استرس پایین ترشان، کمتر قابلیت خراب کردن توپ ها را در محوطه جریمه حریف داشته باشند.

و البته باید به این نکته هم اعتراف کرد که این عدم امید قطعی به هر کدام از این مهاجمان، اگر چه تردیدهایی را درباره مشکل احتمالی استقلال در گلزنی به وجود می آورد ولی در عوض، حریف را در برنامه ریزی برای مهار یک مهاجم خاص دچار مشکل می کند و در واقع این عدم اطمینان استقلال از گلزنی مهاجمان، خود به عدم آرامش خط دفاع پرسپولیس در تقابل با چند مهره ای قرار می گیرد که روز خوب هر کدامشان، می تواند روز بد قرمزها را رقم بزند!