آيا حاجي ميرود؟
فتحاللهزاده: سال آخر حضورم در استقلال است
مدير عامل باشگاه استقلال از خاطرات قديمياش با استقلال و تجربههاي فوتبالياش گفت و با اعلام خبر کناره گيرياش در پايان اين فصل از استقلال خاطر نشان ساخت که ديگر علاقه اي به مديريت در سطح باشگاهي ندارد. او همچنين از قلعه نويي به عنوان مربي ياد کرد که با نتايج آسيايياش جواب منتقدان را داده و فکر مي کند انتقاداتي که از او و قلعه نويي مي شود بيشتر نشات گرفته است از حسادت منتقدان دارد.

علي فتحاللهزاده از نتايج مديريتي خود ابراز رضايت کرد و کارنامه
مديريتياش را قابل دفاع دانست. او همچنين از هيچ يک از تصميمات دوران
مديريتياش ابراز پشيماني نکرد و اعتقاد دارد که همه آنها تصميمات درستي
بوده اند.
به گزارش ايسنا ، مشروح صحبتهاي فتح الله زاده را مي خوانيد:
* دوست داريم جوري مصاحبه را پيش ببريم که کمي به مسائل تاريخيام پرداخته باشيم. به عبارت بهتر ميخواهيم از قالبهاي هميشگي مصاحبهاي در بياييم. اگر موفق باشيد از اينجا شروع کنيم که شما چگونه مديرعامل استقلال شديد؟
- من سردبير مجله "جوانان" در روزنامه اطلاعات بودم، سردبير مجله "نمايش" بودم و در کنار اين دو مدير جشنوارههاي تئاتر فجر کشور هم بودم. در همين زمان آقاي دکتر ايرواني و مهندس ميربلد ، عضو هيات مديره استقلال بودند از من دعوت کردند تا مدير عاملي باشگاه استقلال را قبول کنم. بر خلاف آن چيزي که ميگويند آقاي آقامحمدي من را به استقلال آوردند صراحتا مي گويم که درست است آقاي آقامحمدي، عضو هيات مديره استقلال بودند، اما آقاي ايرواني شخصا من را به دفترش دعوت کرد و پيشنهاد مديرعاملي استقلال را به من کرد. من ورزش را ميشناختم، چرا که در نوجواني و جواني در تيمهاي جوانان استان و جهاد دانشگاهي کشوري در پست مهاجم، سالها بازي کرده بودم . به همين دليل از قبول اين مسئوليت طفره رفتم. يادم است که بهانهام اين بود که به يک سمينار در قبرس دعوت شده بودم و من گفتم بايد در آن سمينار شرکت کنم و اجازه دهيد بروم و بعد باز بازگشتم جواب خواهم داد. پيش خودم فکر کردم که در اين يک هفته دوستان در استقلال حتما کسي را به عنوان مديرعامل انتخاب ميکنند، اما وقتي که بازگشتم آقاي ايراواني با من تماس گرفت و گفت چه شد؟ به هر حال من هم قبول کردم و مديرعاملي استقلال را در سال 75 پذيرفتم.
* چقدر مديرعاملي استقلال با آنچه که فکر مي کرديد متفاوت است؟
- خيلي تفاوت زياد است. مديرعاملي در استقلال و پرسپوليس بسيار سخت است. به قدري در استقلال کار سنگين است که خيلي راحت ميتوانم بگويم که اداره کردن يک وزارتخانه به مراتب راحتتر از اداره يک باشگاه است. تجربه هم اين مساله را اثبات کرده است. آقاي محلوجي که يکي از بهترين وزراي صنايع کشور بودند، وقتي مديرعاملي پرسپوليس را قبول کردند دچار مشکلات زيادي شدند. يا آقاي عابديني که وقتي استاندار بودند از استانداران بسيار خوب و قدر بودند. اما در ورزش با وجود موفقيتها دچار زحمتهاي بسيار زيادي شدند.
* با وجود همه اين سختيها شما دستاوردهاي خوبي در استقلال داشتهايد.
- من فکر ميکنم وقتي اين دستاوردها از حدي بالاتر ميرود به حسادت عدهاي منجر ميشود من با اين معضل در حال حاضر روبرو هستم. من قهرمان ايران مي شوم، اما حملات ادامه دارد. من نميدانم مگر چيزي بالاتر از قهرماني وجود دارد؟ اين حملات ريشه در حسادتها دارد. کسي که خيلي موفق باشد را عدهاي نميتوانند تحمل کنند و اين اصلا خوب نيست. شما در تاريخ باشگاه استقلال اگر نگاه کنيد متوجه مي شويد که شش قهرماني در کل 60 و چند سال قدمت استقلال وجود دارد، اما من در هشت سال حضورم در استقلال هفت قهرماني را کسب کردهام. اين کارنامه من است. شما وقتي به يک شاگرد ميگويد کارنامه بده و او به شما ميگويد معدل کارنامهاش 18 بوده نشان از قوي بودن آن فرد است. به عبارت بهتر تقريبا هر 10 سال استقلال قهرمان شده، اما من تقريبا هر سال يک قهرماني را به دست آوردهام. يکي قهرماني شانسي، دو قهرماني شانسي نميشود که هر هفت قهرماني شما شانسي باشد. البته من ادعايي ندارم، چرا که اين قهرمانيها ميسر نبود، مگر با کمک معاونان، مديران ارشد، کادر فني و بازيکنان استقلال. ما يک جمعي بوديم و همه با هم به اين موفقيتها رسيدهايم. همين مرغوبکار را نگاه کنيد. من با کلي چانه زني آن را براي استقلال گرفتهام. اين زمين براي سازمان تربيت بدني بود و من موفق شدم اجازه 20 سال حضور استقلال در آنجا را به صورت کتبي بگيرم. يا همين ورزشگاه کشوري که به دستور رييس جمهور براي استقلال آن را هم گرفتند. هر چند مغايرت قانوني وجود دارد و هنوز اين ورزشگاه به استقلال داده نشده است. دليل اين امر هم اصل "44" است که شرکتهايي را در حال خصوصي شدن هستند نميتوانند از دولت چيزي بگيرند. همين کمپ استقلال را نگاه کنيد، ديروز يکي از دوستان مطبوعاتي من به آنجا رفته بود و ميگفت واقعا نميدانم چه بگويم. من فکر ميکردم که کمپ استقلال يک خرابه است، اما ديدم چمن مصنوعي شما در حد بالايي است و از کيفيت خوبي چمن طبيعيتان برخوردار است. آنجا يک تپه سنگ و آشغال بود و من اگر عکسهايش را پيدا کنم به شما نشان خواهم داد که ما کجا را به اين کمپ فعلي تبديل کردهايم. زمين کمپ استقلال زماني که من آن را خريدم 20 ميليون قيمت داشت. الان 150 ميليارد تومان قيمت زمين است. اين که مي گوييم که حسادت يا کم لطفي نسبت به ما ميشود در همين جا مشخص است. وقتي من گفتم 150 ميليارد تومان قيمت فعلي کمپ است يکي از روزنامهها نوشته بود شما چگونه قيمت زمين را تعيين کرده ايد؟ يعني من نميتوان قيمت يک زمين را هم بدانم؟!
* اما شما يک بار گفته بوديد که اگر دست شما بود، کمپ استقلال را ميفروختيد و زمين کرايه مي کرديد، چرا که دوست نداريد سرمايه هنگفتي که در آنجا راکد مانده اين گونه هدر برود.
- احسنت. دقيقا همين را گفتهام. باز هم اين را مي گويم اگر کمپ استقلال به نام من بود آن را ميفروختم و يک زمين تمرين براي يک سال اجاره ميکردم. 150 ميليارد تومان را در آنجا نميخواباندم که تيم در آن تمرين کند. نهايتا کرايه يک سال اجاره زميني مثل دستجردي پنج ميليارد تومان ميشد و من با 145 ميليارد باقي مانده مي توانستم با 70 – 80 ميليارد تومان يک ورزشگاه 35 هزار نفره درست کنم تا خود استقلال در آن بازيهاي رسمي انجام دهد و با 60 – 70 ميليارد مي توانستم سرمايهگذاري براي استقلال بکنم، مثلا شرکتي تاسيس کنيم و يا کارهاي ديگر انجام دهيم تا درآمد براي استقلال ايجاد شود. هر بازي آسيايي که ما برگزار ميکنيم 200 ميليون تومان گيرمان ميآيد. 30 بازي در ليگ برتر ميکنيم ، اما چقدر به ما ميدهند؟ حتي 600 ميليون تومان هم گيرمان نميآيد. اگر استاديوم داشته باشيم، علاوه بر اين که از طريق بليت فروشي و تبليغات دور زمين پول گيرمان ميآيد ساير تيمها هم ميتوانند در آنجا به ميدان بروند و باز هم پولي به دستمان برسد. ما اقتصاد را ميفهميم چيست؟ اما وقتي دستمان بستهاست چه کار کنيم؟ از سوي ديگر صدا و سيما دائما به ما حمله ميکند که چرا شما بي پوليد؟ اما من به شما مي گويم که يکي از عوامل اصلي بي پولي ما خود صدا و سيما است. در تمام دنيا حتي در بنگلادش هم حق پخش تلويزيوني داده ميشود، تعجب ميکنم که چرا کسي به اين مساله فکر نميکند، در تمام دنيا 50 – 60 درصد درآمد يک باشگاه از راه پخش تلويزيوني است. صدا و سيما وقتي پول ما را نميدهد ما چگونه 50 درصد هزينههايمان را به دست آوريم. شما حق پخش ما را بدهيد من قول ميدهم که پول اضافه هم بياوريم. حق پخش تلويزيوني بازيهاي استقلال و پرسپوليس 30 ميليارد است، صدا و سيما اين پول را به ما بدهد تا گل بودجه باشگاه استقلال اعم از تيمهاي پايه و اصلي تامين شود.
* شايد اين مساله به سيکل معيوب ما ارتباط داشته باشد، اين بحثها هر سال مطرح ميشود، اما هيچ اتفاقي نميافتد.
- براي اين که ما زورمان به تلويزيون نميرسد، شما رسانهها بايد در اين امر فشار آوريد.
* البته عدهاي ميگويند که شما دولتي هستيد و چون صدا و سيما هم قسمتي از دولت حساب ميشود ميتواند پول آن چناني به شما ندهد.
- اگر اين طور است گمرک هم دولتي است، پس ما هم برويم هر چقدر که دلمان ميخواهد ماشين وارد کنيم و از اين قبيل کارها انجام دهيم يا اگر برق مصرف ميکنيم، چون دولتي هستيم دولت پولش را از ما نگيرد. اين گونه که نميشود هر تيمي بودجه خاص خودش را دارد. متاسفانه تلويزيون و رييس آن خودش را صاحب عقل ميداند و حتي نمي گذارد در اين باره صحبتي شود. ما تا الان نتوانستهايم با رييس سازمان صدا و سيما صحبت کنيم، چرا؟ شان رييس فدراسيون ما خيلي بالاست، اما او هم نتوانسته با رييس صدا و سيما صحبت کند، دليل اين امر چيست؟ من قبلا دو، سه بار با آقاي لاريجاني، رييس وقت صدا و سيما و برادر آقاي هاشمي که رييس صدا و سيما بودند، ديدارهايي داشتهام. چرا اين دوره اين گونه شده است؟ اين بي حرمتي است. اگر اين پستها را از آقاي ضرغامي بگيرند چه دارد؟ يا حتي خود من، اگر سمت استقلال را از من بگيرند من چه دارم. جفتمان مي شويم انسانهاي معمولي. اين پستها نبايد ما را مغرور کند، اگر آقاي ضرغامي افتخار ميداد و با رييس فدراسيون و مديران باشگاهي صحبت ميکرد، ما راههايي داشتيم که از طريق آن هم صدا و سيما منتفع ميشد و هم باشگاهها به درآمدي ميرسيدند، اما هميشه در اتاق آقاي ضرغامي بسته بوده است. اينها واقعيتها و دردهاي فوتبال است، اما من از اين ناراحت مي شوم که چرا چهار تا روزنامه و خبرگزاري روي اين حرفهاي من ميزنم تحليلي نمي گذارند و اعتراضي نسبت به وضع موجود ندارند؟ آنقدر بايد اين مسائل را مطرح کنيم تا حل شود. يک بار يکي از مديران سابق صدا و سيما به من گفت ما همين که از شما پولي نمي گيريم و بازيهايتان را پخش ميکنيم شما بايد خدا را شکر کنيد. آنقدر اعتراض کرديم تا اين که صدا و سيما الان پولي به ما ميدهد هر چند که بسيار کم است، يعني ميخواهم بگويم که اين اعتراضات به نتيجه ميرسد. حق و پخش صدا و سيما براي همه ليگ تنها 14 ميليارد تومان است که اصلا حساب نميشود. خود ما به تنهايي بايد 30 ميليارد حق پخش بگيريم. کل درآمد ما از طريق بليت فروشي، حق پخش، تبليغات و مسائلي اين چنين دو ميليارد تومان است. يعني صفر. من اگر استاديوم داشتم سالانه شش ميليارد تومان از بليت فروشي به دست ميآوردم. دست و بال ما را بسته اند و ميگويند بپر و پرواز کن! آخر وقتي دست و پايم بسته است چگونه پرواز کنم؟ اگر تا اينجا هم موفقيتي ما داشتهايم از حمايت مطبوعات و رسانهها بوده است، اما توقع دارم که آنها در اين ماجرا از باشگاهها حمايت کنند، اگر حرفهاي ما منطقي و اصولي است، بايد به آن بها داده شود. ميگويند هر کس عليه کسي در مجلس شوراي اسلامي صحبت کند، حق پاسخگويي براي طرف مقابل وجود دارد من چند بار درخواست دادهام در مجلس حاضر شوم و پاسخ اين حرف را که همه پول فوتبال کشور را به استقلال و پرسپوليس ندهيد را بدهم. بارها برخي از نمايندگان مجلس اين صحبت را مطرح کردهاند، اما به ما اجازه پاسخگوي به ما داده نميشود. من ايمان دارم اگر اجازه صحبت در اين باره در مجلس داده شود، از فردا نمايندگان مجلس همگي هوادار ما ميشوند. کدام پول را ما از دولت گرفتهايم که عدهاي از نمايندگان محترم مجلس ميگويند که استقلال و پرسپوليس همه بودجه فوتبال کشور را ميبلعند؟ 30 ميليارد پول ما را نميدهند و شندرغاز هم که به ما ميدهند اعتراض ميکنند. جز دو، سه تيم خصوصي در ليگ کشور بقيه تيمها مگر از کجا پول در ميآورند؟ با وجود همه سختيها ما توانمنديم که هنوز ميتوانيم تيم را اداره کنيم. سال گذشته 13 ميليارد تومان درآمدزايي براي استقلال کردم . اين تيم روي هوا بود. شما برويد و ببينيد که در شهرستانها چقدر خرج ميشود. اطلاع دارم که يکي از تيمهاي شهرستاني 25 ميليارد تومان سال گذشته هزينه کرده است. واقعا اين درست است که تيمي با اين بزرگي با اين همه هوادار اين قدر کم پول بگيرد و تازه بر سر آن پول هم کلي اعتراض بشنوند؟! تلويزيون بايد يک نگاه ويژه به استقلال و پرسپوليس داشته باشد. قبل از بازي ما تبليغات پخش ميکنند، وسط بازي ما تبليغات پخش ميشود و پس از بازي هم تبليغات وجود دارد، اما سهم ما چيست؟ حداقل بخشي از اين پول را به ما هم بدهند.
* نظرتان راجع به خصوصي سازي استقلال و پرسپوليس چيست؟
- اصلا به درد استقلال و پرسپوليس نميخورد. 20 سال است که اين حرفها مطرح ميشود، ولي هيچ اتفاقي نميافتد. چند سال ديگر بايد اين بحثها مطرح شود؟ ما چند بار در اين مسير رفته ايم و سرمان به اين ور و آن ور خورده است. الان عزمم را جزم کردهام با آقاي رويانيان براي حق پخش تلويزيوني اقدام کنيم. متاسفانه وقتي خودتان ميخواهيد دنبال کنيد ميگويند که آنها فقط به دنبال حق خودشان هستند، اعتقاد دارم که برخي از مسايل نياز به يک وفاق عمومي نياز دارد.
* دقيقا متوجه نشديم، شما بالاخره با خصوصي شدن استقلال و پرسپوليس موافقيد يا نه؟
- صحبت من اين است که اين بحث لوث شده است، 20 سال است که اين مساله مطرح شده، اما انجام نميشود، دولتها چون منافعي در ايجاد اين بحث دارند، اين مسائل را مطرح ميکنند و هيچ اتفاق خاصي هم نميافتد.
* البته عدهاي اعتقاد دارند که به خاطر مسائل امنيتي استقلال و پرسپوليس خصوصي نشوند، شايد دولت ها هم اين نگاه را داشته باشند.
- بله درست است. دو تيم با اين همه طرفدار شايد عدهاي را از خارج به داخل بياورند تا در اين دو تيم سرمايهگذاري کلاني انجام دهند، اما ميتوان با برخي قوانين اين مساله را هم حل کرد.
* البته نبايد فراموش کرد که اکثر تيمهاي خصوصي ايران چندان وضعيت مناسبي ندارند.
- وقتي شما تيمي را خصوصي ميکنيد بايد بسته هاي حمايتي را هم برايش در نظر بگيريد. بسته حمايتي را بايد دولت در نظر بگيرد که اين مسالهاي است که در همه دنيا انجام ميشود. من از شما مي پرسم که آيا از انگلستان در بحث فوتبال حرفهاي تر داريم؟
* نه. چطور؟
- خودتان مي دانيد که ليگ آنها حرفهاي و سودده است. دو سال قبل دولت انگليس 60 ميليون پوند که مساوي سه برابر دلار است يعني 180 ميليون دلار کمک کرده تا دو استاديوم شخصي در انگلستان ساخته شود. اين کمک بلاعوض بوده. براي چه اين کار را دولت انگليس انجام داده است؟ به خاطر اين که از اين مساله استفاده هاي زيادي ميبرد. اين يک واقعيت است. ما بايد اين چيزها را تجزيه و تحليل کنيم و خودمان هم از اين کارها انجام دهيم.
* شما به عنوان يک مدير موفق در ايران شناخته مي شويد. دليل موفقيتتان را چه مي دانيد؟
- انتصاب مربيان خوب. من با پورحيدري قهرمان شدم. با مظلومي و امير خان هم قهرمان شديم. حتي با ناصر حجازي در آستانه کسب قهرماني آسيا هم بوديم. تيمهايي که من معمولا انتخاب ميکنم تا راس کار را بپذيرند افرادي دلسوز و کار بلد هستند. خودتان ديديد که پارسال چقدر مشکلات مالي داشتيم، اما مربي ما مثل بقيه مربيان نبود که بخواهد به مسائل بيپولي و از اين دست اعتراض کند. او تيم را بر هم نريخت يا امسال قلعهنويي در کنار من ايستاده به من در درآمدزايي کمک زيادي ميکند. او به من کمک زيادي ميکند مثلا دوست آورد تا اسپانسر شوند . اگر در جايي هم تيم به مشکل برخورد من کنار مربي مي روم و از او حمايت ميکنم . استقلال تيم همدلي است. کادر فني ما امسال پولي دريافت نکرده. ولي ببينيد که چقدر دل ميسوزانند يا بازيکنانمان را ببينيد که به دليل حضور در تيم ملي ريکاوري کافي نداشتند و ببينيد چقدر دلسوزانه وارد ميدان ميشوند و بازي ميکنند. به عبارت بهتر مديريت علمي ، برنامهريزي دقيق و کار جمعي باعث موفقيت ما در کارمان شده است. چندي پيش يکي از دوستانمان مصاحبهاي انجام داده بود و گفته بود فتحاللهزاده برنامهريزي استراتژِيک بلد نيست، من خيلي از اين حرف تعجب کردم. براي من جالب است که اين دوست عزيزمان در زمان مديريتش استقلال در کجا تمرين مي کرده است. استقلال در زمان مديريت ايشان در آسفالت روبروي ورزشگاه آزادي تمرين مي کرده است. اگر برنامه استراتژيک اين است که استقلال در آسفالت جلوي ورزشگاه آزادي تمرين کند، من چنين برنامهريزي اي را بلد نيستم. از سوي ديگر متاسفانه برخي از دوستان موفقيتهاي استقلال را به نام خودشان ميزنند و اين اصلا درست نيست. استقلال بعد از انقلاب يک بار قهرمان آسيا شده است که مديرعامل آن تيم علي آقا محمدي بوده است، اما متاسفانه يکي از دوستان گفته در کارنامه او يک قهرماني آسيا وجود دارد متاسفانه اين کم لطفي ها وقتي زياد ميشود آدم مجبور به پاسخ ميشود. اولا اين که در آن سالها شما با سه برد به فينال آسيا ميرسيديد و نهايتا 10 تيم در آن رقابتها حضور داشتند، اما الان چيزي حدود 30 – 40 تيم در اين رقابتها شرکت ميکنند و شرايط فوتبال آسيا خيلي عوض شده است. من از دوستان ميخواهم که تاريخ را تحريف نکنند.
* خيليها اعتقاد دارند که ميزان پولي که در ايران هزينه ميشود اصلا معقول نيست. مثلا به بازيکن 300 ميليوني يک ميليارد پول ميدهند، نظر شما در اين باره چيست؟
- اين گونه نيست که اگر فوتبال دولتي باشد يا نباشد، اين اتفاق رخ دهد. شخصي هم که باشد هزينههاي بالا صورت ميگيرد. مگر آقاي هدايتي از جيب دولتي خرج ميکند؟ او چند سال پيش که در استيلآذين خرج کرد، چقدر هزينه کرد؟ او از جيب خودش پول ميداد و دوست داشت مبالغ بالايي را بپردازد. اين اشکال از مکانيزم فوتبال ايران است. نتيجهگرايي در فوتبال ايران آسيبزا است. رسانهها ، خود من ، تماشاگران همه و همه به دنبال نتيجهگرايي هستيم. همه فکر ميکنيم که اگر ببازيم بدبخت شدهايم. ترس از باخت ما را مجبور کرده تا مديران پولهاي زيادي خرج کنند و قيمتها افزايش پيدا کنند.
* شايد دليل اين امر همين باشد که مديران براي بقا مجبورند پول زيادي خرج کنند.
- من به اين ماجرا به اين شکل نگاه نميکنم. همه دوست دارند پيشرفت کنند. شما براي موفق شدن بايد بهترينها را جذب کنيد و براي جذب بهترينها مجبوريد پول خرج کنيد. اگر من بازيکن بي نام و نشان بياورم و خود شماها چه کار ميکنيد؟ الان اگر من پول ندهم، بازيکن به سپاهان و تراکتورسازي يا پرسپوليس ميرود. آيا هواداران استقلال چنين چيزي را تحمل ميکنند؟ من بايد رقابت کنم. منصفانه نگاه کنيم به ماجرا. نميشود به يک تيم صنعتي هر چقدر که ميخواهد پول بدهيم، اما به ما پولي ندهند. اگر قرار است پول ندهيد به هيچ کس ندهيد. اگر قرار به پول گرفتن است، استقلال در اولويت است. من نمي گويم که سپاهان و تراکتورسازي زياد ميگيرند ، اما اگر قرار بر گرفتن پول است ما از آنها اولويتمندتريم.
* اما آنها شما را به خرجهاي ميلياردي متهم ميکنند.
- اگر قرار به رسيدگي است من حاضرم. ادعا دارم از تيم سپاهان و پرسپوليس بالاتر خرج نکردهام و ادعا دارم تقريبا اندازه تراکتوريها خرج کردهايم . من مي آيم و آنها هم بيايند و بررسي کنيم و خرجها را بگوييم. ادعا ميکنم پرسپوليس سال گذشته حداقل يک و نيم برابر ما خرج کرده است. آقاي رويانيان ناراحت نشود که من اين را ميگويم. از نظر من اشکالي ندارد که ايشان خرج کرده باشد، حتي اگر ما هم پول داشتيم و يک و نيم برابر پرسپوليس خرج ميکرديم آنها نبايد ناراحت ميشدند. من اين را براي تخريب رويانيان نمي گويم، اما اين که گفته ميشود ما بيشتر از تيمهاي ديگر خرج کردهايم دروغ است. الان به من رويانيان ميگويد آمار دارد که من بازيکن يک و نيم ميلياردي خريدهام. نه آقاي رويانيان! يک ميليارد و 800 بوده است. آن زمان که ميگفتند بالاي سقف ندهيد، شما بالاي يک ميليارد پول ميداديد. الان چون ممنوع نيست ما هم بالا ميدهيم، اما تيمهاي حريف ما در زمان ممنوعيت پول بالاي يک ميليارد چنين پولي را پرداخت ميکردند. من الان يک ميليارد و 800 بازيکن گرفتهام اما تدبير کردهام، اما چگونه ؟ من آمدهام با مصوبه هيات مديره که به من گفته 20 ميليارد مي تواني هزينه کني چهار بازيکن يک ميليارد و 700 – 800 گرفتهام، ولي باقي بازيکنان را 300 – 400 ميليون تومان گرفتهام. بودجه را بالانس کردهام ، پنج بازيکن خيلي خوب گرفتهام و چند بازيکن خوب گرفتهام. اما تيمهاي ديگر آمدهاند همه را خوب بگيرند و رقمهاي بالاي يک ميليارد پرداخت کردهاند. اين گونه قيمتها بالا ميرود. به من گفتهاند که 20 ميليارد تومان مي تواني هزينه کني، به رويانيان هم گفته اند که 20 ميليارد تومان برو هزينه کن. من با آن پول در صدر جدول هستم، اما آنها در صدر جدول نيستند. يک بازيکن ميتواند يک تيم را بالا و پايين کند. الان اعتقاد دارم که پرسپوليس که کمي دارد خودش را نشان ميدهد به خاطر مديريت دايي است. او مربي واردي است و براي تيمش زحمت ميکشد. او زمان بيشتري لازم دارد، اما من تيم را با مديريت محوري سرمربي تيمم بستهام. به طور قطع قلعهنويي بهتر از من بازيکنان را ميشناسد و آن چيزي که او خواسته را گرفتهام.
* ميزان بدهيهاي استقلال چقدر است؟
- ما يک بار گفتيم که باشگاه استقلال 20 ميليارد بدهي دارد، اما به من عدهاي گفتند که تو 20 ميليارد بدهي داري! اين در حالي است که اين 20 ميليارد از سالهاي قبل است. من آمار دارم. روزي که تيم را تحويل گرفتم، 17 ميليارد تومان بدهي داشت که البته شايد مقداري از آن از سالهاي قبلي حضور من در باشگاه استقلال باشد. اين بدهي انباشته چندين و چند سال استقلال است. پرسپوليس هم خيلي بيشتر از اينها بدهي دارد، اما همه اين مسائل حل شدني است. اگر استقلال به بخش خصوصي برود، همان سال اول همه اين مسائل حل ميشود.
* شما چندين بار به استقلال رفتهايد و آمدهايد. دليل اين رفتن و آمدنها چيست؟
- من ميآيم و تا تيم بر رويي پيدا کند و از لحاظ اقتصادي به جاي خوبي ميرسد از لحاظ نتيجه هم در وضعيت مناسبي قرار ميگيرد ديگر من را نياز ندارند و ميگويند خداحافظ! شوخي نيست اين حرفي که من ميزنم. ميتوانيد به تاريخ مراجعه کنيد و ببينيد که من در يک دوره پنج سال از استقلال رفتم و اين تيم اصلا به آسيا نرفت. البته استقلال يک سال قهرمان ايران شد و سهميه آسيايي را به دست آورد، اما ليست را نفرستادند و به همين دليل آن را حساب نميکنند.
* البته نفرستادن ليست يک کار مديريتي است!
- به هر حال همان طور که گفتم هر سالي که من در استقلال سمت داشتهام. تيم سهميه آسيايي را کسب کرده است. اين مساله زماني بود که ايران دو سهميه داشته و چه در زماني که چهار سهميه داشته است. شما يک پروژه بنويسيد و بگوييد که يک نفر براي قبولي در مديريت چه کارهايي بايد انجام داده باشد و به من نمره دهيد. انصافا تلاشهاي من عموما به نتيجه لازمه رسيده است. به هر حال بي دليل نيست که تيم ما نود و ششم باشگاههاي جهان است و رتبه پرسپوليس چهارصد و خردهاي است.
* پس کري خواني هم ميکنيد؟
- نه. من آمار جهاني را به شما ميگويم. در اين آمار جهاني که من نقشي ندارم. (با خنده)
* خاطره انگيزترين داربي که تجربه کرده ايد را بگوييد.
- از شهرآوردها خاطرات زيادي دارم، سه بر صفر بردهايم، دو بر صفر بردهايم و کلا نتايج و خاطرات خوبي را از اين بازيها به خاطر دارم. اما آن داربي که از آن لذت بردم، داربي بود که هاشمي نسب را به استقلال آورده بودم. او يک گل به عابدزاده زد و بيهوش شد و ما را هم با آن گل بيهوش کرد.
* شما هم اهل کري خواني براي داربيها هستيد.
- به هر حال شهرآورد را کريهايش جذابتر ميکند. من هيچ گاه به پرسپوليسيها توهين نميکنم و آنها را دوستان خوب و رقيبان خوب ميدانم. اين کريها را ما براي پرسپوليسيها مي خوانيم تا بازي بامزه تر شود.
* تلخترين داربي که تجربه کرديد کدام است؟
- يک داربي را اگر اشتباه نکنم سه بر صفر باختهايم، در عين اين که خوب بازي کرديم باختيم و آن تلخترين داربي است که تجربه کردهام.
* همان طور که در اوايل صحبتم گفتم دوست داريم کمي تاريخي هم از شما بپرسيم. شما مديرعامل استقلال بوديد و مرحوم حجازي سرمربي اين تيم. استقلال موفق نشد قهرمان آسيا شود و برابر سايپا شکست سنگيني خورد. بعد از آن ديدار شما حجازي را برکنار کرديد. جايي خوانده بودم که شما گفتهايد اگر زمان به عقب بازگردد شايد آن کار را نمي کرديد.
- هنوز هم مي گويم اگر زمان به عقب باز ميگشت ناصرخان آن صحبتها را نميکرد و من هم آن کار را نمي کردم، چرا که تجربه جفتمان پايين بود. ناصرخان از دوستان خوب من بود و هر بار که به استقلال آمدم ايشان را به کار دعوت کردم. هر چند ارزش ناصرخان خيلي بالاتر از اينهاست و من افسوس مي خورم که چرا در بين ما نيست. او مدير فني تيم ما بود و اگر الان در قيد حيات بود حتما در همان پست به ما کمک ميکرد. من خاطرات بسيار خوبي از او دارم.
* مثلا ؟
- ما خاطرات خوبي از جمله نايب قهرماني آسيا با حجازي را داريم. ما ميتوانستيم آن سال قهرمان آسيا هم شويم. اگر کمي رسيدگي و امکانات به ما داده ميشد جوبيليو ايواتا را شکست مي داديم. با اين حال اميدوارم که امسال بتوانيم قهرمان شويم و آن تلخي را فراموش کنيم. اما به عنوان خاطره بايد بگويم که در يکي از بازيهاي جام باشگاههاي آسيا که عابديني پله هم بازي ميکرد، ناصرخان جلوي من به اصغر ايوب خاني گفت "هر جا که پله رفت با او برو. مبادا يک لحظه از او غافل شوي" يادم هست که در يک صحنه عابديني پله را بازيکنان ما زدند و او را بيرون آوردند تا مداوا کنند . من متوجه شدم که آنها 10 نفره هستند و استقلال هم 10 نفره است. خلاصه اين ور را بگرد و آن ور را بگرد، ديدم که اصغر ايوب خاني بالاي سر عابديني پله ايستاده است و با او بيرون از زمين حضور دارند.
* اگر موافق باشيد کمي جلوتر برويم. شما کخ را به استقلال آورديد تا فوتبال آلماني را به استقلال منتقل کنيد، اما به نظر ميرسد پروژه تان درباره او شکست خورد.
- به نظرم شکست نخورد. در زمان آقاي کخ به گفته همه کارشناسان ما زيباترين فوتبال را ارائه مي داديم. متاسفانه بعضي از دوستان کم لطفي کردند و به کخ کمک نکردند. وگرنه کخ بسيار با دانش بود. يادم هست در شهريار اردو داشتيم و محمد نوازي هر دو پايش شکسته بود. آمدم سر تمرين و ديدم نوازي در کنار زمين ايستاده است. به او گفتم "محمد براي چي سر تمرين آمده اي؟" و او گفت حيفم آمد تمرينات کخ را نبينم. به هر حال فوتبال ايران اين چيزها را هم دارد. از سويي ديگر بازيها در آن فصل در تختي بود و چمن آن ورزشگاه خيلي بد بود و اين مسائل به نظرم من نميتواند از قابليتهاي فني کخ بکاهد.
* 50 درصدي که سال گذشته قرار بود به استقلال داده شود، پرداخت شد؟
- نه. از آن 50 درصد شش ميليارد تومان دادهاند و دو ميليارد ديگر طلب داريم. با اين حال اميد داريم اين دولت اميد و تدبير و آقاي روحاني نگاه ويژهاي به ورزش داشته باشند.
* گفته ميشود آقاي روحاني هم استقلالي هستند (با خنده)؟
- نميدانم والا (با خنده). البته رييس جمهور فراجناحي است.
* يادم هست چندين سال پيش در مصاحبهاي از علي موسوي به عنوان بازيکني نام برده بوديد که در فوتبال ايران به حقش نرسيد و از سويي ديگر خاطرم هست که در مصاحبهاي با طعنه گفته بوديد با آن پولي که علي کريمي را ترانسفر کردهاند من چندين سال قبل علي موسوي را ترانسفر کرده بودم. بالاخره علي موسوي خوب بود يا ضعيف بود؟ بگذاريد راحتتر بگويم چرا آن ترانسفرهاي علي فتحاللهزاده شکل نميگيرد؟
- واقعيتش اين است که در بحث ترانسفر، استقلال بهتر از پرسپوليس عمل کرده است. بازيکنان آنها در برههاي از بازيکنان ما بهتر بودند. من داريوش يزداني، موسوي، دين محمدي و پاشا زاده را به سطح يک اروپا فرستادم و آنها مهدوي کيا و کريمي ، باقري و دايي را فرستاده بودند. اما پولي که ما به دست آورديم خيلي بيشتر از پرسپوليسيها بود. آنها بازيکنانشان را به تيمهاي ليگ دويي مي فرستادند و ما به بهترين تيمهايي که در ليگ يک کشورهاي اروپايي بود بازيکن ميفرستاديم. البته به جز آقاي دايي که بعدها خودش راهي بايرن مونيخ شد. الان هم ميتوان ترانسفر کرد، اما شرايط چندان شبيه گذشته نيست. ما در آن زمان تيمهاي پايه اي داشتيم که تيموريان ، صادقي، جباري و خيلي هاي ديگر از آن در آمدند و مليپوش شدند. هنوز آن طور که من دلم ميخواهد تيمهاي پايه استقلال نتوانسته اند شکل خود را پيدا کنند. اين تيم را دادهايم به دست بنده خدا حاجيلو و از او سوء استفاده ميکنيم. به او پول نميدهيم و مي گويم آنجا را درست کن!
* البته حاج آقا ! قبول داريد که کمي فاصلهها کم شده؟ مثلا دانيل داوري قراردادي 700 هزار دلاري ميگيرد و کلي هم مشقت بايد در ليگ آلمان بکشد ، مهدي رحمتي هم در ايران حدود 800 هزار دلار ميگيرد و اين در حالي است که در آلمان بازيکن کاملا تحت نظارت باشگاه است و در اينجا بازيکنان نهايتا در ساعات تمريني زير نظر باشگاه بايد حضور داشته باشند.
- قبول دارم که فاصلهها کمتر شده. يکي از دلايلي که بازيکنان ما در اروپا موفق نبودند اين بود که بازيکنان کارگر باشگاه ميشدند. بازيکنان ما تحمل چنين وضعيتي را ندارند و اين نشان ميدهد که ما هنوز حرفهاي نشده ايم.
* اما عدهاي از بازيکنان هم ترجيح ميدهند با وجود پول کمتر در ليگهاي اروپايي بازي کنند، مثل سردار آزمون. او با 125 هزار دلار به اروپا رفته تا بازي کند.
- اين که اشتباه است. به نظرم نوعي خودکشي است. اصلا بازيکن 125 هزار دلار بگيرد، نمي گذارند تا بازي کند. اين بازيکن مي توانست در ايران باشد و راحت 70 تا 80 ميليون تومان بگيرد. در ضمن براي پيشرفت کردن بايد به ليگ اروپا رفت وگرنه روبين کازان چيزي در حد تيمهاي عربي است و به پيشرفت به ايتاليا، آلمان، انگليس يا اسپانيا رفت.
* بهترين افتخاري که علي فتحاللهزاده با استقلال به دست آورده کدام است؟
- نايب قهرماني آسيا و قهرمانيهاي زيادي که با استقلال داشتهام بهترين خاطره و بدترين خاطرهام از دست دادن قهرماني در ليگ اول حرفهاي بود که در هفته آخر قهرماني را دو دستي به پرسپوليسيها داديم.
* از اين که مديرعامل استقلال شديد پشيمانيد؟
- بله. پشيمانم. ديگر از فوتبال لذتي نميبرم. دليل لذت نبردنم از فوتبال حاشيههاي زياد آن است. توهينها و اتهاماتي که به آدم وارد ميشود واقعا غير قابل تحمل است. من از اين جهت خيلي ناراحتم و پس از پايان اين فصل از استقلال کنار خواهم کشيد. متاسفانه فضاي فعلي فوتبال خيلي بد شده است و کمکم جنبه توهين آميز به خود گرفته است. خيلي راحت به آدم توهين ميشود و هيچ کسي هم به آنها نمي گويد. از اين بياحتراميها خيلي ناراحتم و انشاءالله بعد از پايان اين فصل از استقلال جدا مي شوم. اين صحبت من جدي است و از اين پس نميخواهم در سطح باشگاهي فعاليت کنم. هر چند که زير ساختهاي اقتصادي خوبي براي استقلال ايجاد کردهام و ميبينيد که درآمدهاي استقلال شکل متفاوتي به خود ميگيرد . همين سيستم را براي مديران بعدي مي گذارم تا استقلال در روند پيشرفتش مشکلي نداشته باشد. اين کارهايي که ما ميکنيم عمري و ماندگار است. خودم دوست دارم يک دوره در فدراسيون فوتبال حاضر باشم و تجربياتم را در آنجا به کار گيرم تا به فوتبال کشور کمک کنم.
* به نظر ميرسد هيات رييسه فعلي فدراسيون فوتبال خيلي ناهمگون است و اين مساله آسيب زاست. شما چه نظري داريد؟
- انصافا دلم براي آقاي کفاشيان مي سوزد. اگر آدم در هيات رييسه کساني را داشته باشد که فوتبالي باشند و دلسوز باشند و کار را بدانند خيلي کمک هاي زيادي به او ميشود و بار زيادي از روي دوشش برداشته ميشود. آن زماني که ما در هيات رييسه فدراسيون فوتبال بوديم، چون مشکلات فوتبال را لمس کرده بوديم خيلي راحت کمک ميکرديم و او را ميفهميديم. من هم فکر ميکنم هيات رييسه فدراسيون فوتبال خيلي همگون نيست و اين مساله آسيب زا است. ما گفته بوديم که انتخابات برگزار شود و همه افراد انتخابي باشند تا گزينههاي اصلح به پست برسند، اما به يکباره ديديم که باندها شکل گرفت. مثلا مي ديديم که به يک باره يک باند تشکيل ميشد تا به فلان کس راي بدهيم. اميدوارم از اين پس دوستاني که راي ميدهند واقعا نگاه کنند به کانديداها و به کارشان راي دهند، چرا که با ادامه روند فعلي فوتبال ما لطمه خواهد خورد.
* همين الان در جمعهاي مديران فوتبالي شما، عابديني و نهايت يکي، دو نفر ديگر صحبت ميکنند و ديگران ساکت هستند.
- هر چند که مجمع ما در يک دوره به بيراهه رفت، اما من براي آنها احترام قائلم و به همه انتخاب شدهها تبريک گفتهام. بايد کمي دل سوزي کنيم و با تحمل پيش برويم. بايد اين باور براي اعضاي مجمع ايجاد شود، در صورت سکوت ما و يا انتخاب افراد غير اصلح خود ما ضرر خواهيم کرد. مطمئن باشيد امکانات و شرايط همه ما بهتر از اين بود و همه از وضعيت لذت مي برديم. با اين حال بايد به راي ها احترام بگذاريم . هر چند که خيلي از آن کساني که راي دادهاند به من گفته اند متوجه شرايط نبودهاند و مطمئنا اين بار با دقت بيشتري راي خواهند داد.
* حتما اطلاع داريد که اردوي تيم ملي بار ديگر لغو شد.
- ببينيد دولتها وظايفي در باره اين تيمها دارند. به هر حال تيمها حق و حقوقي دارند که دولت بايد آن را بپردازد. مجمع و فدراسيون فوتبال بايد از نفوذهايش استفاده کند و اين حقوق ها را بدهد. اطرافيان و کساني که بايد در درآمدزايي به رييس فدراسيون کمک کنند، چندان قوي نيستند. ما در استقلال دستمان بسته است، اما سال گذشته درآمدزايي خوبي کرديم. در فدراسيون فوتبال ميتوان پتانسيل ها را به کار گرفت و درآمدزايي کرد. اطرافيان آقاي کفاشيان چندان نميتوانند کمکي کنند. به هر حال از لغو اردوهاي تيم ملي نميتوان نگران نبود. تيمها در اردوها شکل ميگيرند بايد کمک شود تا هر چه سريعتر اين اردوها شکل بگيرد.
* شما موافق اين هستيد که انتخابات برگزار نشود و خود رييس فدراسيون اطرافيانش را انتخاب کند؟
- نه. من چنين نظري ندارم. دوست دارم انتخاباتي بماند، اما نوع نگاههاي ما هم عوض شود و حرفهاي نگاه کنيم.
* اگر موافق باشيد درباره استقلال امسال صحبت کنيم. بستن تيم استقلال کار سختي بود؟
- شما ديديد که وقتي من خواستم از استقلال بروم عدهاي نوشتند فتحاللهزاده ديد کار بستن اين تيم سخت است و استعفا داد. او در رفت تا کار را ادامه ندهد. وقتي مي گوييم ميخواهيم برويم، ميگويند ترسيد. وقتي که هستيم ميگويند او مقاومت ميکند تا در استقلال باقي بماند. مگر دست من است ماندن من در استقلال؟ به هر حال اين چيزها آدم ناراحت ميکند.
* پس بگذاريد من هم اين را به شما بگويم که به طور قطع پس از پخش اين مصاحبه و اين صحبت شما که سال بعد در استقلال نخواهيد ماند ، قطعا عدهاي ميگويند که فتحاللهزاده ديد دولت جديد نميخواهد او در استقلال باشد و به همين دليل از استقلال خداحافظي کرد.
- پاسخ من هم به اين صحبت اين است که باشد، شما راست ميگويد (با خنده).
* در زمان نقل و انتقالات صحبتهايي مطرح بود مبني بر اين که جواد نکونام در استقلال نميماند و انصافا هم روند ثبت قرارداد او خيلي طولاني شد يا مسائلي مثل ماجراي مجتبي جباري که پيش آمد.
- درباره آقاي جباري همان طور که قبلا گفتهام هيچ صحبتي نميکنم و برايش آرزوي موفقيت ميکنم. اما در رابطه با جواد نکونام بايد بگويم که او تيمهاي خواهان زيادي داشت. با او صحبت کردهام و به او گفتهام که شما کاپيتان تيم ملي هستيد و در رقابتهاي آسيايي به حضورت نياز زيادي داريم. مجموعا با آقاي قلعهنويي با او صحبت کرديم و موفق شديم تا رضايتش را جلب کنيم. خوشحاليم از اين که نکونام در کنار ماست و انشاءالله به نتايج خوبي برسيم.
* اگر به گذشته برگرديم شايد کسي فکر نميکرد که استقلال تا اين مرحله از ليگ قهرمانان آسيا بالا بيايد. هدفگذاري استقلال دقيقا در اين بازيها چگونه بوده است؟
- من بايد از تک تک بازيکنانمان تشکر کنم. آنها با وجود اين که پولشان را نگرفته اند، دست خالي به ميدان ميروند. هنوز آندرانيک تيموريان پولش را از ما نگرفته و من به دنبال اين هستم تا سه، چهار روز آينده يک پولي گير بياورم و به او بدهم تا از خجالتش در آيم. من بايد از اطميناني که او به من کرده است تشکر کنم. امسال يکي از سختترين سالهاي کل دوران مديريتي من بود و خوشحالم که اين بازيکنان خوب را جذب کردهايم تا اينجاي کار خوب بالا آمده ايم، ولي نياز به حمايت داريم. اگر حمايت نشويم به مشکل بر مي خوريم. بوريرام که ميگفتند ضعيف است ديديد که تيم خوبي بود به اين دليل که 9 بازيکن خارجي دارد . آنها تيم فرا ملي هستند و انشاءالله با کمک خدا از اين مرحله ميخواهيم عبور کنيم و به قهرماني فکر ميکنيم.
* بالا رفتن استقلال از مراحل آسيايي آن حرف منتقدان قلعهنويي را هم بياثر ميکند اين که گفته ميشد او يک مربي بينالمللي نيست.
- بله. اصلا تا همين جا هم که بالا آمده ايم خط بطلاني روي اين ادعاست. قلعهنويي ثابت کرد که اين صحبتها همه از روي حسادت است. به نظرم امير قلعهنويي در اين اتهامات مظلوم واقع شده است، با اين وجود او تواناييهايش را به خوبي اثبات کرده است.
* هر چند کمي تکراري به نظر ميرسد ، اما مسائلي که عنوان ميشد ميان شما و قلعهنويي وجود دارد چرا اينقدر با آن از سوي برخي ها دامن زده و بزرگنمايي شد؟
- اين کار را ميکردند تا ما را به جان هم بيندازند تا ما از نتيجه دور شويم. اختلاف همه جا هست. شايد امير قلعهنويي بگويد که با من اختلاف دارد، اما من با قلعهنويي هيچ اختلافي ندارم. اختلاف سليقه وجود دارد که آن هم موجب پيشرفت است. هم چنان که در هيات مديره هم اختلاف سليقه وجود دارد.
* آقاي فتحاللهزاده ! در يک مصاحبه با ما گفتيد که براي ماجراي کسر امتياز از استقلال به فيفا شکايت ميکنيد. هر چند که تا آنجايي که ما فهميدهايم شما قاعدتا در صورت شکايت بايد به دادگاه عالي ورزش در سوئيس شکايت کنيد. با اين حال شما اين ماجرا را تا کجا ميخواهيد ادامه دهيد؟
- تا هر کجا که قانون به ما اجازه دهد از خودمان دفاع ميکنيم. اميدواريم تا در همين ايران به شکايت ما رسيدگي شود، اگر اين گونه نشد به مراجع خارجي مراجعه خواهيم کرد. هر کجا که لازم باشد اين کار را پيگيري ميکنيم و به هيچ وجه کوتاه نميآييم. چرا که اين امتياز به ناحق از ما کسر شده است . واقعا آنها از کدام قانون از ما کسر امتياز کردهاند ؟ بايد از تيمهايي که در همان بازيهاي اول تماشاگرانشان فحاشي ميشد هم امتياز کسر ميشد. با احترام به دوستان کميته انضباطي و استنياف تا آخر اين ماجرا هستيم و تلاش ميکنيم تا حقي از ما ضايع نشود.
* آقاي حسنزاده تلويحا گفته که نسبت به افرادي که مصاحبه عليه کسر امتياز کنند، پيگيريهاي لازم را انجام ميدهند.
- ما انتظار داريم که رييس کميته انضباطي خودش منضبط صحبت کند، اين صحبتهاي يعني چه؟ اين حق ماست که شکايت کنيم و اعتراض داشته باشيم. اگر ميخواهند من را محروم کنند، بکنند. اين حرفها ديگر چيست که نبايد مسئولان تيمهاي محروم شده صحبت کنند! انتظار ما اين بود که آنها بگويند صحبت کردن و شکايت ما حق ما بوده است و من تعجب ميکنم که چرا اين صحبتها را مطرح کردهاند !
* مثل اين که استقلال براي بازيهاي آسيايي هم کمي دچار مشکل شده است.
- البته مساله چندان دشواري نيست. مثلا در بازيهاي ما در امارات بطريهاي زيادي به سمت ما پرتاب شد، اما يک چيز هم خطاب به هوادارانمان مي گويم . هواداران محترم استقلال حواست باشد عدهاي دوست ندارند که استقلال به موفقيت برسد. تو خودت اگر ديدي کسي بطري را پرتاب ميکند و يا وسايلي را به زمين پرتاب ميکند به او اعتراض کن و او را معرفي کن. مواظبت کنيد تا استقلال آسيب نبيند.
* نظرتان راجع به حضور خلعتبري در پرسپوليس چيست، گفته ميشود که او هيچ مشکلي در بازي برابر استقلال در داربي تهران ندارد.
- چنين چيزي شدني نيست. اين مساله غير قانوني است. اگر کسي هم شکايت کند و کار به فيفا بکشد از پرسپوليس هم شايد امتياز کم شود. TMS خلعتبري را ميخواهند چه کار کنند؟ من به طور قطع مي گويم که خلعتبري نميتواند بازي کند. از نظر بنده مهم نيست که خلعتبري برابر ما بازي کند يا نکند، ولي از لحاظ قانوني حضور او ممکن نيست. اگر قرار باشد اين مسائل وجود داشته باشد ما هم ميتوانستيم با اين اوصاف جاسم کرار و خيلي هاي ديگر را به استقلال بياوريم. مثلا يک بازيکن خارجي را پسنديده بوديم ، ولي به همين دليل از آوردن او به استقلال منصرف شديم. اين قانون شکنيها نبايد شکل بگيرد. اصلا براي ما اين که خلعتبري در داربي بازي کند اهميتي ندارد. اصلا بيايد جلوي استقلال بازي کند، بيايد برابر تک بازي ما با پرسپوليس به ميدان برود و ما هيچ واهمه اي نداريم.
* حاج آقا ! واقعا نظرتان براي جدايي از استقلال قطعي است؟
- بله. من سالهاي زيادي در اين باشگاه بوده ام و اين حضور من کفايت ميکند. اگر هيات مديره خواستهاند حاضرم در هيات مديره استقلال حاضر باشم، چرا که استقلالي هستم. اما به عنوان مديرعامل ديگر ادامه نمي دهم. از همان زماني هم که بحث خصوصي سازي در فوتبال ايران مطرح شد، گفتم که هيچ گاه سهام باشگاه استقلال را نمي خرم. استقلال خصوصي هم شود من هيچ گاه به عنوان سهامدار وارد اين تيم نخواهم شد. من اگر مي خواستم به سهمي برسم يا هدف خاصي داشتم، در اين چند سال حقوق از استقلال مي گرفتم. قرارداد مي بستم و به منافعي ميرسيدم. من حاضرم در کنار همان مالکان خصوصي باشگاه استقلال براي استقلال کار کنم، اما سهامي نميگيرم، چرا که از حرفهايي که برايم در ميآيد واقعا ناراحت مي شوم.
* به عنوان سوال آخر! آيا کاري بوده که در استقلال انجام داده ايد و از انجام آن پشيمان شده باشيد. يعني تصميمي گرفته باشيد و بعدها بگوييد که اي کاش آن تصميم را نميگرفتم.
- تصميمات من همگي بر اساس مقتضيات زمان بوده و لازم بوده تا انجام شود. آن زمان هم که ناصر حجازي را برکنار کردم لازم بود که آن کار را انجام دهم. به خاطر حفظ شان ناصر خان و اين که مي دانستم در ادامه فشار بيشتري متوجه او خواهد شد. در 15 – 16 سالي که حجازي را ميشناختم شايد تنها دو ما بود که با حجازي صحبت نکردم و همواره با يکديگر دوست بوديم. خاطرات زيادي با هم داريم و حرفهايي را ناصر خان به من زده که شايد هيچگاه به فرزندانش هم نزده بود. در پايان هم آرزو ميکنم روزي باشگاههاي ما روي پاهاي خودشان بايستند و نيازي به کمک دولت نداشته باشند. همچنين يک بار ديگر از هواداران مان ميخواهم نسبت به پرتاب بطري و مسائلي از اين قبيل در باشگاه بسيار دقت داشته باشند. من به اين مسائل مشکوک هستم و پرتاب بطري در زمين در حالي صورت ميگيرد که تيم ما بارها شده ببازد و يا بد بازي کند ، اما تماشاگران خيلي محترمانه برخورد کردهاند . جالب است که پرتاب بطري فقط در بازيهاي آسيايي اتفاق افتاده است، آن هم در حالي که تيم ما از حريف جلو بوده و هيچ نيازي به اين کار نبوده است . من از هواداران ميخواهم افرادي که بطري را پرتاب ميکنند را به مسئولان انتظامات ورزشگاه معرفي کنند تا استقلال از اين حيث آسيبي نبيند.
به گزارش ايسنا ، مشروح صحبتهاي فتح الله زاده را مي خوانيد:
* دوست داريم جوري مصاحبه را پيش ببريم که کمي به مسائل تاريخيام پرداخته باشيم. به عبارت بهتر ميخواهيم از قالبهاي هميشگي مصاحبهاي در بياييم. اگر موفق باشيد از اينجا شروع کنيم که شما چگونه مديرعامل استقلال شديد؟
- من سردبير مجله "جوانان" در روزنامه اطلاعات بودم، سردبير مجله "نمايش" بودم و در کنار اين دو مدير جشنوارههاي تئاتر فجر کشور هم بودم. در همين زمان آقاي دکتر ايرواني و مهندس ميربلد ، عضو هيات مديره استقلال بودند از من دعوت کردند تا مدير عاملي باشگاه استقلال را قبول کنم. بر خلاف آن چيزي که ميگويند آقاي آقامحمدي من را به استقلال آوردند صراحتا مي گويم که درست است آقاي آقامحمدي، عضو هيات مديره استقلال بودند، اما آقاي ايرواني شخصا من را به دفترش دعوت کرد و پيشنهاد مديرعاملي استقلال را به من کرد. من ورزش را ميشناختم، چرا که در نوجواني و جواني در تيمهاي جوانان استان و جهاد دانشگاهي کشوري در پست مهاجم، سالها بازي کرده بودم . به همين دليل از قبول اين مسئوليت طفره رفتم. يادم است که بهانهام اين بود که به يک سمينار در قبرس دعوت شده بودم و من گفتم بايد در آن سمينار شرکت کنم و اجازه دهيد بروم و بعد باز بازگشتم جواب خواهم داد. پيش خودم فکر کردم که در اين يک هفته دوستان در استقلال حتما کسي را به عنوان مديرعامل انتخاب ميکنند، اما وقتي که بازگشتم آقاي ايراواني با من تماس گرفت و گفت چه شد؟ به هر حال من هم قبول کردم و مديرعاملي استقلال را در سال 75 پذيرفتم.
* چقدر مديرعاملي استقلال با آنچه که فکر مي کرديد متفاوت است؟
- خيلي تفاوت زياد است. مديرعاملي در استقلال و پرسپوليس بسيار سخت است. به قدري در استقلال کار سنگين است که خيلي راحت ميتوانم بگويم که اداره کردن يک وزارتخانه به مراتب راحتتر از اداره يک باشگاه است. تجربه هم اين مساله را اثبات کرده است. آقاي محلوجي که يکي از بهترين وزراي صنايع کشور بودند، وقتي مديرعاملي پرسپوليس را قبول کردند دچار مشکلات زيادي شدند. يا آقاي عابديني که وقتي استاندار بودند از استانداران بسيار خوب و قدر بودند. اما در ورزش با وجود موفقيتها دچار زحمتهاي بسيار زيادي شدند.
* با وجود همه اين سختيها شما دستاوردهاي خوبي در استقلال داشتهايد.
- من فکر ميکنم وقتي اين دستاوردها از حدي بالاتر ميرود به حسادت عدهاي منجر ميشود من با اين معضل در حال حاضر روبرو هستم. من قهرمان ايران مي شوم، اما حملات ادامه دارد. من نميدانم مگر چيزي بالاتر از قهرماني وجود دارد؟ اين حملات ريشه در حسادتها دارد. کسي که خيلي موفق باشد را عدهاي نميتوانند تحمل کنند و اين اصلا خوب نيست. شما در تاريخ باشگاه استقلال اگر نگاه کنيد متوجه مي شويد که شش قهرماني در کل 60 و چند سال قدمت استقلال وجود دارد، اما من در هشت سال حضورم در استقلال هفت قهرماني را کسب کردهام. اين کارنامه من است. شما وقتي به يک شاگرد ميگويد کارنامه بده و او به شما ميگويد معدل کارنامهاش 18 بوده نشان از قوي بودن آن فرد است. به عبارت بهتر تقريبا هر 10 سال استقلال قهرمان شده، اما من تقريبا هر سال يک قهرماني را به دست آوردهام. يکي قهرماني شانسي، دو قهرماني شانسي نميشود که هر هفت قهرماني شما شانسي باشد. البته من ادعايي ندارم، چرا که اين قهرمانيها ميسر نبود، مگر با کمک معاونان، مديران ارشد، کادر فني و بازيکنان استقلال. ما يک جمعي بوديم و همه با هم به اين موفقيتها رسيدهايم. همين مرغوبکار را نگاه کنيد. من با کلي چانه زني آن را براي استقلال گرفتهام. اين زمين براي سازمان تربيت بدني بود و من موفق شدم اجازه 20 سال حضور استقلال در آنجا را به صورت کتبي بگيرم. يا همين ورزشگاه کشوري که به دستور رييس جمهور براي استقلال آن را هم گرفتند. هر چند مغايرت قانوني وجود دارد و هنوز اين ورزشگاه به استقلال داده نشده است. دليل اين امر هم اصل "44" است که شرکتهايي را در حال خصوصي شدن هستند نميتوانند از دولت چيزي بگيرند. همين کمپ استقلال را نگاه کنيد، ديروز يکي از دوستان مطبوعاتي من به آنجا رفته بود و ميگفت واقعا نميدانم چه بگويم. من فکر ميکردم که کمپ استقلال يک خرابه است، اما ديدم چمن مصنوعي شما در حد بالايي است و از کيفيت خوبي چمن طبيعيتان برخوردار است. آنجا يک تپه سنگ و آشغال بود و من اگر عکسهايش را پيدا کنم به شما نشان خواهم داد که ما کجا را به اين کمپ فعلي تبديل کردهايم. زمين کمپ استقلال زماني که من آن را خريدم 20 ميليون قيمت داشت. الان 150 ميليارد تومان قيمت زمين است. اين که مي گوييم که حسادت يا کم لطفي نسبت به ما ميشود در همين جا مشخص است. وقتي من گفتم 150 ميليارد تومان قيمت فعلي کمپ است يکي از روزنامهها نوشته بود شما چگونه قيمت زمين را تعيين کرده ايد؟ يعني من نميتوان قيمت يک زمين را هم بدانم؟!
* اما شما يک بار گفته بوديد که اگر دست شما بود، کمپ استقلال را ميفروختيد و زمين کرايه مي کرديد، چرا که دوست نداريد سرمايه هنگفتي که در آنجا راکد مانده اين گونه هدر برود.
- احسنت. دقيقا همين را گفتهام. باز هم اين را مي گويم اگر کمپ استقلال به نام من بود آن را ميفروختم و يک زمين تمرين براي يک سال اجاره ميکردم. 150 ميليارد تومان را در آنجا نميخواباندم که تيم در آن تمرين کند. نهايتا کرايه يک سال اجاره زميني مثل دستجردي پنج ميليارد تومان ميشد و من با 145 ميليارد باقي مانده مي توانستم با 70 – 80 ميليارد تومان يک ورزشگاه 35 هزار نفره درست کنم تا خود استقلال در آن بازيهاي رسمي انجام دهد و با 60 – 70 ميليارد مي توانستم سرمايهگذاري براي استقلال بکنم، مثلا شرکتي تاسيس کنيم و يا کارهاي ديگر انجام دهيم تا درآمد براي استقلال ايجاد شود. هر بازي آسيايي که ما برگزار ميکنيم 200 ميليون تومان گيرمان ميآيد. 30 بازي در ليگ برتر ميکنيم ، اما چقدر به ما ميدهند؟ حتي 600 ميليون تومان هم گيرمان نميآيد. اگر استاديوم داشته باشيم، علاوه بر اين که از طريق بليت فروشي و تبليغات دور زمين پول گيرمان ميآيد ساير تيمها هم ميتوانند در آنجا به ميدان بروند و باز هم پولي به دستمان برسد. ما اقتصاد را ميفهميم چيست؟ اما وقتي دستمان بستهاست چه کار کنيم؟ از سوي ديگر صدا و سيما دائما به ما حمله ميکند که چرا شما بي پوليد؟ اما من به شما مي گويم که يکي از عوامل اصلي بي پولي ما خود صدا و سيما است. در تمام دنيا حتي در بنگلادش هم حق پخش تلويزيوني داده ميشود، تعجب ميکنم که چرا کسي به اين مساله فکر نميکند، در تمام دنيا 50 – 60 درصد درآمد يک باشگاه از راه پخش تلويزيوني است. صدا و سيما وقتي پول ما را نميدهد ما چگونه 50 درصد هزينههايمان را به دست آوريم. شما حق پخش ما را بدهيد من قول ميدهم که پول اضافه هم بياوريم. حق پخش تلويزيوني بازيهاي استقلال و پرسپوليس 30 ميليارد است، صدا و سيما اين پول را به ما بدهد تا گل بودجه باشگاه استقلال اعم از تيمهاي پايه و اصلي تامين شود.
* شايد اين مساله به سيکل معيوب ما ارتباط داشته باشد، اين بحثها هر سال مطرح ميشود، اما هيچ اتفاقي نميافتد.
- براي اين که ما زورمان به تلويزيون نميرسد، شما رسانهها بايد در اين امر فشار آوريد.
* البته عدهاي ميگويند که شما دولتي هستيد و چون صدا و سيما هم قسمتي از دولت حساب ميشود ميتواند پول آن چناني به شما ندهد.
- اگر اين طور است گمرک هم دولتي است، پس ما هم برويم هر چقدر که دلمان ميخواهد ماشين وارد کنيم و از اين قبيل کارها انجام دهيم يا اگر برق مصرف ميکنيم، چون دولتي هستيم دولت پولش را از ما نگيرد. اين گونه که نميشود هر تيمي بودجه خاص خودش را دارد. متاسفانه تلويزيون و رييس آن خودش را صاحب عقل ميداند و حتي نمي گذارد در اين باره صحبتي شود. ما تا الان نتوانستهايم با رييس سازمان صدا و سيما صحبت کنيم، چرا؟ شان رييس فدراسيون ما خيلي بالاست، اما او هم نتوانسته با رييس صدا و سيما صحبت کند، دليل اين امر چيست؟ من قبلا دو، سه بار با آقاي لاريجاني، رييس وقت صدا و سيما و برادر آقاي هاشمي که رييس صدا و سيما بودند، ديدارهايي داشتهام. چرا اين دوره اين گونه شده است؟ اين بي حرمتي است. اگر اين پستها را از آقاي ضرغامي بگيرند چه دارد؟ يا حتي خود من، اگر سمت استقلال را از من بگيرند من چه دارم. جفتمان مي شويم انسانهاي معمولي. اين پستها نبايد ما را مغرور کند، اگر آقاي ضرغامي افتخار ميداد و با رييس فدراسيون و مديران باشگاهي صحبت ميکرد، ما راههايي داشتيم که از طريق آن هم صدا و سيما منتفع ميشد و هم باشگاهها به درآمدي ميرسيدند، اما هميشه در اتاق آقاي ضرغامي بسته بوده است. اينها واقعيتها و دردهاي فوتبال است، اما من از اين ناراحت مي شوم که چرا چهار تا روزنامه و خبرگزاري روي اين حرفهاي من ميزنم تحليلي نمي گذارند و اعتراضي نسبت به وضع موجود ندارند؟ آنقدر بايد اين مسائل را مطرح کنيم تا حل شود. يک بار يکي از مديران سابق صدا و سيما به من گفت ما همين که از شما پولي نمي گيريم و بازيهايتان را پخش ميکنيم شما بايد خدا را شکر کنيد. آنقدر اعتراض کرديم تا اين که صدا و سيما الان پولي به ما ميدهد هر چند که بسيار کم است، يعني ميخواهم بگويم که اين اعتراضات به نتيجه ميرسد. حق و پخش صدا و سيما براي همه ليگ تنها 14 ميليارد تومان است که اصلا حساب نميشود. خود ما به تنهايي بايد 30 ميليارد حق پخش بگيريم. کل درآمد ما از طريق بليت فروشي، حق پخش، تبليغات و مسائلي اين چنين دو ميليارد تومان است. يعني صفر. من اگر استاديوم داشتم سالانه شش ميليارد تومان از بليت فروشي به دست ميآوردم. دست و بال ما را بسته اند و ميگويند بپر و پرواز کن! آخر وقتي دست و پايم بسته است چگونه پرواز کنم؟ اگر تا اينجا هم موفقيتي ما داشتهايم از حمايت مطبوعات و رسانهها بوده است، اما توقع دارم که آنها در اين ماجرا از باشگاهها حمايت کنند، اگر حرفهاي ما منطقي و اصولي است، بايد به آن بها داده شود. ميگويند هر کس عليه کسي در مجلس شوراي اسلامي صحبت کند، حق پاسخگويي براي طرف مقابل وجود دارد من چند بار درخواست دادهام در مجلس حاضر شوم و پاسخ اين حرف را که همه پول فوتبال کشور را به استقلال و پرسپوليس ندهيد را بدهم. بارها برخي از نمايندگان مجلس اين صحبت را مطرح کردهاند، اما به ما اجازه پاسخگوي به ما داده نميشود. من ايمان دارم اگر اجازه صحبت در اين باره در مجلس داده شود، از فردا نمايندگان مجلس همگي هوادار ما ميشوند. کدام پول را ما از دولت گرفتهايم که عدهاي از نمايندگان محترم مجلس ميگويند که استقلال و پرسپوليس همه بودجه فوتبال کشور را ميبلعند؟ 30 ميليارد پول ما را نميدهند و شندرغاز هم که به ما ميدهند اعتراض ميکنند. جز دو، سه تيم خصوصي در ليگ کشور بقيه تيمها مگر از کجا پول در ميآورند؟ با وجود همه سختيها ما توانمنديم که هنوز ميتوانيم تيم را اداره کنيم. سال گذشته 13 ميليارد تومان درآمدزايي براي استقلال کردم . اين تيم روي هوا بود. شما برويد و ببينيد که در شهرستانها چقدر خرج ميشود. اطلاع دارم که يکي از تيمهاي شهرستاني 25 ميليارد تومان سال گذشته هزينه کرده است. واقعا اين درست است که تيمي با اين بزرگي با اين همه هوادار اين قدر کم پول بگيرد و تازه بر سر آن پول هم کلي اعتراض بشنوند؟! تلويزيون بايد يک نگاه ويژه به استقلال و پرسپوليس داشته باشد. قبل از بازي ما تبليغات پخش ميکنند، وسط بازي ما تبليغات پخش ميشود و پس از بازي هم تبليغات وجود دارد، اما سهم ما چيست؟ حداقل بخشي از اين پول را به ما هم بدهند.
* نظرتان راجع به خصوصي سازي استقلال و پرسپوليس چيست؟
- اصلا به درد استقلال و پرسپوليس نميخورد. 20 سال است که اين حرفها مطرح ميشود، ولي هيچ اتفاقي نميافتد. چند سال ديگر بايد اين بحثها مطرح شود؟ ما چند بار در اين مسير رفته ايم و سرمان به اين ور و آن ور خورده است. الان عزمم را جزم کردهام با آقاي رويانيان براي حق پخش تلويزيوني اقدام کنيم. متاسفانه وقتي خودتان ميخواهيد دنبال کنيد ميگويند که آنها فقط به دنبال حق خودشان هستند، اعتقاد دارم که برخي از مسايل نياز به يک وفاق عمومي نياز دارد.
* دقيقا متوجه نشديم، شما بالاخره با خصوصي شدن استقلال و پرسپوليس موافقيد يا نه؟
- صحبت من اين است که اين بحث لوث شده است، 20 سال است که اين مساله مطرح شده، اما انجام نميشود، دولتها چون منافعي در ايجاد اين بحث دارند، اين مسائل را مطرح ميکنند و هيچ اتفاق خاصي هم نميافتد.
* البته عدهاي اعتقاد دارند که به خاطر مسائل امنيتي استقلال و پرسپوليس خصوصي نشوند، شايد دولت ها هم اين نگاه را داشته باشند.
- بله درست است. دو تيم با اين همه طرفدار شايد عدهاي را از خارج به داخل بياورند تا در اين دو تيم سرمايهگذاري کلاني انجام دهند، اما ميتوان با برخي قوانين اين مساله را هم حل کرد.
* البته نبايد فراموش کرد که اکثر تيمهاي خصوصي ايران چندان وضعيت مناسبي ندارند.
- وقتي شما تيمي را خصوصي ميکنيد بايد بسته هاي حمايتي را هم برايش در نظر بگيريد. بسته حمايتي را بايد دولت در نظر بگيرد که اين مسالهاي است که در همه دنيا انجام ميشود. من از شما مي پرسم که آيا از انگلستان در بحث فوتبال حرفهاي تر داريم؟
* نه. چطور؟
- خودتان مي دانيد که ليگ آنها حرفهاي و سودده است. دو سال قبل دولت انگليس 60 ميليون پوند که مساوي سه برابر دلار است يعني 180 ميليون دلار کمک کرده تا دو استاديوم شخصي در انگلستان ساخته شود. اين کمک بلاعوض بوده. براي چه اين کار را دولت انگليس انجام داده است؟ به خاطر اين که از اين مساله استفاده هاي زيادي ميبرد. اين يک واقعيت است. ما بايد اين چيزها را تجزيه و تحليل کنيم و خودمان هم از اين کارها انجام دهيم.
* شما به عنوان يک مدير موفق در ايران شناخته مي شويد. دليل موفقيتتان را چه مي دانيد؟
- انتصاب مربيان خوب. من با پورحيدري قهرمان شدم. با مظلومي و امير خان هم قهرمان شديم. حتي با ناصر حجازي در آستانه کسب قهرماني آسيا هم بوديم. تيمهايي که من معمولا انتخاب ميکنم تا راس کار را بپذيرند افرادي دلسوز و کار بلد هستند. خودتان ديديد که پارسال چقدر مشکلات مالي داشتيم، اما مربي ما مثل بقيه مربيان نبود که بخواهد به مسائل بيپولي و از اين دست اعتراض کند. او تيم را بر هم نريخت يا امسال قلعهنويي در کنار من ايستاده به من در درآمدزايي کمک زيادي ميکند. او به من کمک زيادي ميکند مثلا دوست آورد تا اسپانسر شوند . اگر در جايي هم تيم به مشکل برخورد من کنار مربي مي روم و از او حمايت ميکنم . استقلال تيم همدلي است. کادر فني ما امسال پولي دريافت نکرده. ولي ببينيد که چقدر دل ميسوزانند يا بازيکنانمان را ببينيد که به دليل حضور در تيم ملي ريکاوري کافي نداشتند و ببينيد چقدر دلسوزانه وارد ميدان ميشوند و بازي ميکنند. به عبارت بهتر مديريت علمي ، برنامهريزي دقيق و کار جمعي باعث موفقيت ما در کارمان شده است. چندي پيش يکي از دوستانمان مصاحبهاي انجام داده بود و گفته بود فتحاللهزاده برنامهريزي استراتژِيک بلد نيست، من خيلي از اين حرف تعجب کردم. براي من جالب است که اين دوست عزيزمان در زمان مديريتش استقلال در کجا تمرين مي کرده است. استقلال در زمان مديريت ايشان در آسفالت روبروي ورزشگاه آزادي تمرين مي کرده است. اگر برنامه استراتژيک اين است که استقلال در آسفالت جلوي ورزشگاه آزادي تمرين کند، من چنين برنامهريزي اي را بلد نيستم. از سوي ديگر متاسفانه برخي از دوستان موفقيتهاي استقلال را به نام خودشان ميزنند و اين اصلا درست نيست. استقلال بعد از انقلاب يک بار قهرمان آسيا شده است که مديرعامل آن تيم علي آقا محمدي بوده است، اما متاسفانه يکي از دوستان گفته در کارنامه او يک قهرماني آسيا وجود دارد متاسفانه اين کم لطفي ها وقتي زياد ميشود آدم مجبور به پاسخ ميشود. اولا اين که در آن سالها شما با سه برد به فينال آسيا ميرسيديد و نهايتا 10 تيم در آن رقابتها حضور داشتند، اما الان چيزي حدود 30 – 40 تيم در اين رقابتها شرکت ميکنند و شرايط فوتبال آسيا خيلي عوض شده است. من از دوستان ميخواهم که تاريخ را تحريف نکنند.
* خيليها اعتقاد دارند که ميزان پولي که در ايران هزينه ميشود اصلا معقول نيست. مثلا به بازيکن 300 ميليوني يک ميليارد پول ميدهند، نظر شما در اين باره چيست؟
- اين گونه نيست که اگر فوتبال دولتي باشد يا نباشد، اين اتفاق رخ دهد. شخصي هم که باشد هزينههاي بالا صورت ميگيرد. مگر آقاي هدايتي از جيب دولتي خرج ميکند؟ او چند سال پيش که در استيلآذين خرج کرد، چقدر هزينه کرد؟ او از جيب خودش پول ميداد و دوست داشت مبالغ بالايي را بپردازد. اين اشکال از مکانيزم فوتبال ايران است. نتيجهگرايي در فوتبال ايران آسيبزا است. رسانهها ، خود من ، تماشاگران همه و همه به دنبال نتيجهگرايي هستيم. همه فکر ميکنيم که اگر ببازيم بدبخت شدهايم. ترس از باخت ما را مجبور کرده تا مديران پولهاي زيادي خرج کنند و قيمتها افزايش پيدا کنند.
* شايد دليل اين امر همين باشد که مديران براي بقا مجبورند پول زيادي خرج کنند.
- من به اين ماجرا به اين شکل نگاه نميکنم. همه دوست دارند پيشرفت کنند. شما براي موفق شدن بايد بهترينها را جذب کنيد و براي جذب بهترينها مجبوريد پول خرج کنيد. اگر من بازيکن بي نام و نشان بياورم و خود شماها چه کار ميکنيد؟ الان اگر من پول ندهم، بازيکن به سپاهان و تراکتورسازي يا پرسپوليس ميرود. آيا هواداران استقلال چنين چيزي را تحمل ميکنند؟ من بايد رقابت کنم. منصفانه نگاه کنيم به ماجرا. نميشود به يک تيم صنعتي هر چقدر که ميخواهد پول بدهيم، اما به ما پولي ندهند. اگر قرار است پول ندهيد به هيچ کس ندهيد. اگر قرار به پول گرفتن است، استقلال در اولويت است. من نمي گويم که سپاهان و تراکتورسازي زياد ميگيرند ، اما اگر قرار بر گرفتن پول است ما از آنها اولويتمندتريم.
* اما آنها شما را به خرجهاي ميلياردي متهم ميکنند.
- اگر قرار به رسيدگي است من حاضرم. ادعا دارم از تيم سپاهان و پرسپوليس بالاتر خرج نکردهام و ادعا دارم تقريبا اندازه تراکتوريها خرج کردهايم . من مي آيم و آنها هم بيايند و بررسي کنيم و خرجها را بگوييم. ادعا ميکنم پرسپوليس سال گذشته حداقل يک و نيم برابر ما خرج کرده است. آقاي رويانيان ناراحت نشود که من اين را ميگويم. از نظر من اشکالي ندارد که ايشان خرج کرده باشد، حتي اگر ما هم پول داشتيم و يک و نيم برابر پرسپوليس خرج ميکرديم آنها نبايد ناراحت ميشدند. من اين را براي تخريب رويانيان نمي گويم، اما اين که گفته ميشود ما بيشتر از تيمهاي ديگر خرج کردهايم دروغ است. الان به من رويانيان ميگويد آمار دارد که من بازيکن يک و نيم ميلياردي خريدهام. نه آقاي رويانيان! يک ميليارد و 800 بوده است. آن زمان که ميگفتند بالاي سقف ندهيد، شما بالاي يک ميليارد پول ميداديد. الان چون ممنوع نيست ما هم بالا ميدهيم، اما تيمهاي حريف ما در زمان ممنوعيت پول بالاي يک ميليارد چنين پولي را پرداخت ميکردند. من الان يک ميليارد و 800 بازيکن گرفتهام اما تدبير کردهام، اما چگونه ؟ من آمدهام با مصوبه هيات مديره که به من گفته 20 ميليارد مي تواني هزينه کني چهار بازيکن يک ميليارد و 700 – 800 گرفتهام، ولي باقي بازيکنان را 300 – 400 ميليون تومان گرفتهام. بودجه را بالانس کردهام ، پنج بازيکن خيلي خوب گرفتهام و چند بازيکن خوب گرفتهام. اما تيمهاي ديگر آمدهاند همه را خوب بگيرند و رقمهاي بالاي يک ميليارد پرداخت کردهاند. اين گونه قيمتها بالا ميرود. به من گفتهاند که 20 ميليارد تومان مي تواني هزينه کني، به رويانيان هم گفته اند که 20 ميليارد تومان برو هزينه کن. من با آن پول در صدر جدول هستم، اما آنها در صدر جدول نيستند. يک بازيکن ميتواند يک تيم را بالا و پايين کند. الان اعتقاد دارم که پرسپوليس که کمي دارد خودش را نشان ميدهد به خاطر مديريت دايي است. او مربي واردي است و براي تيمش زحمت ميکشد. او زمان بيشتري لازم دارد، اما من تيم را با مديريت محوري سرمربي تيمم بستهام. به طور قطع قلعهنويي بهتر از من بازيکنان را ميشناسد و آن چيزي که او خواسته را گرفتهام.
* ميزان بدهيهاي استقلال چقدر است؟
- ما يک بار گفتيم که باشگاه استقلال 20 ميليارد بدهي دارد، اما به من عدهاي گفتند که تو 20 ميليارد بدهي داري! اين در حالي است که اين 20 ميليارد از سالهاي قبل است. من آمار دارم. روزي که تيم را تحويل گرفتم، 17 ميليارد تومان بدهي داشت که البته شايد مقداري از آن از سالهاي قبلي حضور من در باشگاه استقلال باشد. اين بدهي انباشته چندين و چند سال استقلال است. پرسپوليس هم خيلي بيشتر از اينها بدهي دارد، اما همه اين مسائل حل شدني است. اگر استقلال به بخش خصوصي برود، همان سال اول همه اين مسائل حل ميشود.
* شما چندين بار به استقلال رفتهايد و آمدهايد. دليل اين رفتن و آمدنها چيست؟
- من ميآيم و تا تيم بر رويي پيدا کند و از لحاظ اقتصادي به جاي خوبي ميرسد از لحاظ نتيجه هم در وضعيت مناسبي قرار ميگيرد ديگر من را نياز ندارند و ميگويند خداحافظ! شوخي نيست اين حرفي که من ميزنم. ميتوانيد به تاريخ مراجعه کنيد و ببينيد که من در يک دوره پنج سال از استقلال رفتم و اين تيم اصلا به آسيا نرفت. البته استقلال يک سال قهرمان ايران شد و سهميه آسيايي را به دست آورد، اما ليست را نفرستادند و به همين دليل آن را حساب نميکنند.
* البته نفرستادن ليست يک کار مديريتي است!
- به هر حال همان طور که گفتم هر سالي که من در استقلال سمت داشتهام. تيم سهميه آسيايي را کسب کرده است. اين مساله زماني بود که ايران دو سهميه داشته و چه در زماني که چهار سهميه داشته است. شما يک پروژه بنويسيد و بگوييد که يک نفر براي قبولي در مديريت چه کارهايي بايد انجام داده باشد و به من نمره دهيد. انصافا تلاشهاي من عموما به نتيجه لازمه رسيده است. به هر حال بي دليل نيست که تيم ما نود و ششم باشگاههاي جهان است و رتبه پرسپوليس چهارصد و خردهاي است.
* پس کري خواني هم ميکنيد؟
- نه. من آمار جهاني را به شما ميگويم. در اين آمار جهاني که من نقشي ندارم. (با خنده)
* خاطره انگيزترين داربي که تجربه کرده ايد را بگوييد.
- از شهرآوردها خاطرات زيادي دارم، سه بر صفر بردهايم، دو بر صفر بردهايم و کلا نتايج و خاطرات خوبي را از اين بازيها به خاطر دارم. اما آن داربي که از آن لذت بردم، داربي بود که هاشمي نسب را به استقلال آورده بودم. او يک گل به عابدزاده زد و بيهوش شد و ما را هم با آن گل بيهوش کرد.
* شما هم اهل کري خواني براي داربيها هستيد.
- به هر حال شهرآورد را کريهايش جذابتر ميکند. من هيچ گاه به پرسپوليسيها توهين نميکنم و آنها را دوستان خوب و رقيبان خوب ميدانم. اين کريها را ما براي پرسپوليسيها مي خوانيم تا بازي بامزه تر شود.
* تلخترين داربي که تجربه کرديد کدام است؟
- يک داربي را اگر اشتباه نکنم سه بر صفر باختهايم، در عين اين که خوب بازي کرديم باختيم و آن تلخترين داربي است که تجربه کردهام.
* همان طور که در اوايل صحبتم گفتم دوست داريم کمي تاريخي هم از شما بپرسيم. شما مديرعامل استقلال بوديد و مرحوم حجازي سرمربي اين تيم. استقلال موفق نشد قهرمان آسيا شود و برابر سايپا شکست سنگيني خورد. بعد از آن ديدار شما حجازي را برکنار کرديد. جايي خوانده بودم که شما گفتهايد اگر زمان به عقب بازگردد شايد آن کار را نمي کرديد.
- هنوز هم مي گويم اگر زمان به عقب باز ميگشت ناصرخان آن صحبتها را نميکرد و من هم آن کار را نمي کردم، چرا که تجربه جفتمان پايين بود. ناصرخان از دوستان خوب من بود و هر بار که به استقلال آمدم ايشان را به کار دعوت کردم. هر چند ارزش ناصرخان خيلي بالاتر از اينهاست و من افسوس مي خورم که چرا در بين ما نيست. او مدير فني تيم ما بود و اگر الان در قيد حيات بود حتما در همان پست به ما کمک ميکرد. من خاطرات بسيار خوبي از او دارم.
* مثلا ؟
- ما خاطرات خوبي از جمله نايب قهرماني آسيا با حجازي را داريم. ما ميتوانستيم آن سال قهرمان آسيا هم شويم. اگر کمي رسيدگي و امکانات به ما داده ميشد جوبيليو ايواتا را شکست مي داديم. با اين حال اميدوارم که امسال بتوانيم قهرمان شويم و آن تلخي را فراموش کنيم. اما به عنوان خاطره بايد بگويم که در يکي از بازيهاي جام باشگاههاي آسيا که عابديني پله هم بازي ميکرد، ناصرخان جلوي من به اصغر ايوب خاني گفت "هر جا که پله رفت با او برو. مبادا يک لحظه از او غافل شوي" يادم هست که در يک صحنه عابديني پله را بازيکنان ما زدند و او را بيرون آوردند تا مداوا کنند . من متوجه شدم که آنها 10 نفره هستند و استقلال هم 10 نفره است. خلاصه اين ور را بگرد و آن ور را بگرد، ديدم که اصغر ايوب خاني بالاي سر عابديني پله ايستاده است و با او بيرون از زمين حضور دارند.
* اگر موافق باشيد کمي جلوتر برويم. شما کخ را به استقلال آورديد تا فوتبال آلماني را به استقلال منتقل کنيد، اما به نظر ميرسد پروژه تان درباره او شکست خورد.
- به نظرم شکست نخورد. در زمان آقاي کخ به گفته همه کارشناسان ما زيباترين فوتبال را ارائه مي داديم. متاسفانه بعضي از دوستان کم لطفي کردند و به کخ کمک نکردند. وگرنه کخ بسيار با دانش بود. يادم هست در شهريار اردو داشتيم و محمد نوازي هر دو پايش شکسته بود. آمدم سر تمرين و ديدم نوازي در کنار زمين ايستاده است. به او گفتم "محمد براي چي سر تمرين آمده اي؟" و او گفت حيفم آمد تمرينات کخ را نبينم. به هر حال فوتبال ايران اين چيزها را هم دارد. از سويي ديگر بازيها در آن فصل در تختي بود و چمن آن ورزشگاه خيلي بد بود و اين مسائل به نظرم من نميتواند از قابليتهاي فني کخ بکاهد.
* 50 درصدي که سال گذشته قرار بود به استقلال داده شود، پرداخت شد؟
- نه. از آن 50 درصد شش ميليارد تومان دادهاند و دو ميليارد ديگر طلب داريم. با اين حال اميد داريم اين دولت اميد و تدبير و آقاي روحاني نگاه ويژهاي به ورزش داشته باشند.
* گفته ميشود آقاي روحاني هم استقلالي هستند (با خنده)؟
- نميدانم والا (با خنده). البته رييس جمهور فراجناحي است.
* يادم هست چندين سال پيش در مصاحبهاي از علي موسوي به عنوان بازيکني نام برده بوديد که در فوتبال ايران به حقش نرسيد و از سويي ديگر خاطرم هست که در مصاحبهاي با طعنه گفته بوديد با آن پولي که علي کريمي را ترانسفر کردهاند من چندين سال قبل علي موسوي را ترانسفر کرده بودم. بالاخره علي موسوي خوب بود يا ضعيف بود؟ بگذاريد راحتتر بگويم چرا آن ترانسفرهاي علي فتحاللهزاده شکل نميگيرد؟
- واقعيتش اين است که در بحث ترانسفر، استقلال بهتر از پرسپوليس عمل کرده است. بازيکنان آنها در برههاي از بازيکنان ما بهتر بودند. من داريوش يزداني، موسوي، دين محمدي و پاشا زاده را به سطح يک اروپا فرستادم و آنها مهدوي کيا و کريمي ، باقري و دايي را فرستاده بودند. اما پولي که ما به دست آورديم خيلي بيشتر از پرسپوليسيها بود. آنها بازيکنانشان را به تيمهاي ليگ دويي مي فرستادند و ما به بهترين تيمهايي که در ليگ يک کشورهاي اروپايي بود بازيکن ميفرستاديم. البته به جز آقاي دايي که بعدها خودش راهي بايرن مونيخ شد. الان هم ميتوان ترانسفر کرد، اما شرايط چندان شبيه گذشته نيست. ما در آن زمان تيمهاي پايه اي داشتيم که تيموريان ، صادقي، جباري و خيلي هاي ديگر از آن در آمدند و مليپوش شدند. هنوز آن طور که من دلم ميخواهد تيمهاي پايه استقلال نتوانسته اند شکل خود را پيدا کنند. اين تيم را دادهايم به دست بنده خدا حاجيلو و از او سوء استفاده ميکنيم. به او پول نميدهيم و مي گويم آنجا را درست کن!
* البته حاج آقا ! قبول داريد که کمي فاصلهها کم شده؟ مثلا دانيل داوري قراردادي 700 هزار دلاري ميگيرد و کلي هم مشقت بايد در ليگ آلمان بکشد ، مهدي رحمتي هم در ايران حدود 800 هزار دلار ميگيرد و اين در حالي است که در آلمان بازيکن کاملا تحت نظارت باشگاه است و در اينجا بازيکنان نهايتا در ساعات تمريني زير نظر باشگاه بايد حضور داشته باشند.
- قبول دارم که فاصلهها کمتر شده. يکي از دلايلي که بازيکنان ما در اروپا موفق نبودند اين بود که بازيکنان کارگر باشگاه ميشدند. بازيکنان ما تحمل چنين وضعيتي را ندارند و اين نشان ميدهد که ما هنوز حرفهاي نشده ايم.
* اما عدهاي از بازيکنان هم ترجيح ميدهند با وجود پول کمتر در ليگهاي اروپايي بازي کنند، مثل سردار آزمون. او با 125 هزار دلار به اروپا رفته تا بازي کند.
- اين که اشتباه است. به نظرم نوعي خودکشي است. اصلا بازيکن 125 هزار دلار بگيرد، نمي گذارند تا بازي کند. اين بازيکن مي توانست در ايران باشد و راحت 70 تا 80 ميليون تومان بگيرد. در ضمن براي پيشرفت کردن بايد به ليگ اروپا رفت وگرنه روبين کازان چيزي در حد تيمهاي عربي است و به پيشرفت به ايتاليا، آلمان، انگليس يا اسپانيا رفت.
* بهترين افتخاري که علي فتحاللهزاده با استقلال به دست آورده کدام است؟
- نايب قهرماني آسيا و قهرمانيهاي زيادي که با استقلال داشتهام بهترين خاطره و بدترين خاطرهام از دست دادن قهرماني در ليگ اول حرفهاي بود که در هفته آخر قهرماني را دو دستي به پرسپوليسيها داديم.
* از اين که مديرعامل استقلال شديد پشيمانيد؟
- بله. پشيمانم. ديگر از فوتبال لذتي نميبرم. دليل لذت نبردنم از فوتبال حاشيههاي زياد آن است. توهينها و اتهاماتي که به آدم وارد ميشود واقعا غير قابل تحمل است. من از اين جهت خيلي ناراحتم و پس از پايان اين فصل از استقلال کنار خواهم کشيد. متاسفانه فضاي فعلي فوتبال خيلي بد شده است و کمکم جنبه توهين آميز به خود گرفته است. خيلي راحت به آدم توهين ميشود و هيچ کسي هم به آنها نمي گويد. از اين بياحتراميها خيلي ناراحتم و انشاءالله بعد از پايان اين فصل از استقلال جدا مي شوم. اين صحبت من جدي است و از اين پس نميخواهم در سطح باشگاهي فعاليت کنم. هر چند که زير ساختهاي اقتصادي خوبي براي استقلال ايجاد کردهام و ميبينيد که درآمدهاي استقلال شکل متفاوتي به خود ميگيرد . همين سيستم را براي مديران بعدي مي گذارم تا استقلال در روند پيشرفتش مشکلي نداشته باشد. اين کارهايي که ما ميکنيم عمري و ماندگار است. خودم دوست دارم يک دوره در فدراسيون فوتبال حاضر باشم و تجربياتم را در آنجا به کار گيرم تا به فوتبال کشور کمک کنم.
* به نظر ميرسد هيات رييسه فعلي فدراسيون فوتبال خيلي ناهمگون است و اين مساله آسيب زاست. شما چه نظري داريد؟
- انصافا دلم براي آقاي کفاشيان مي سوزد. اگر آدم در هيات رييسه کساني را داشته باشد که فوتبالي باشند و دلسوز باشند و کار را بدانند خيلي کمک هاي زيادي به او ميشود و بار زيادي از روي دوشش برداشته ميشود. آن زماني که ما در هيات رييسه فدراسيون فوتبال بوديم، چون مشکلات فوتبال را لمس کرده بوديم خيلي راحت کمک ميکرديم و او را ميفهميديم. من هم فکر ميکنم هيات رييسه فدراسيون فوتبال خيلي همگون نيست و اين مساله آسيب زا است. ما گفته بوديم که انتخابات برگزار شود و همه افراد انتخابي باشند تا گزينههاي اصلح به پست برسند، اما به يکباره ديديم که باندها شکل گرفت. مثلا مي ديديم که به يک باره يک باند تشکيل ميشد تا به فلان کس راي بدهيم. اميدوارم از اين پس دوستاني که راي ميدهند واقعا نگاه کنند به کانديداها و به کارشان راي دهند، چرا که با ادامه روند فعلي فوتبال ما لطمه خواهد خورد.
* همين الان در جمعهاي مديران فوتبالي شما، عابديني و نهايت يکي، دو نفر ديگر صحبت ميکنند و ديگران ساکت هستند.
- هر چند که مجمع ما در يک دوره به بيراهه رفت، اما من براي آنها احترام قائلم و به همه انتخاب شدهها تبريک گفتهام. بايد کمي دل سوزي کنيم و با تحمل پيش برويم. بايد اين باور براي اعضاي مجمع ايجاد شود، در صورت سکوت ما و يا انتخاب افراد غير اصلح خود ما ضرر خواهيم کرد. مطمئن باشيد امکانات و شرايط همه ما بهتر از اين بود و همه از وضعيت لذت مي برديم. با اين حال بايد به راي ها احترام بگذاريم . هر چند که خيلي از آن کساني که راي دادهاند به من گفته اند متوجه شرايط نبودهاند و مطمئنا اين بار با دقت بيشتري راي خواهند داد.
* حتما اطلاع داريد که اردوي تيم ملي بار ديگر لغو شد.
- ببينيد دولتها وظايفي در باره اين تيمها دارند. به هر حال تيمها حق و حقوقي دارند که دولت بايد آن را بپردازد. مجمع و فدراسيون فوتبال بايد از نفوذهايش استفاده کند و اين حقوق ها را بدهد. اطرافيان و کساني که بايد در درآمدزايي به رييس فدراسيون کمک کنند، چندان قوي نيستند. ما در استقلال دستمان بسته است، اما سال گذشته درآمدزايي خوبي کرديم. در فدراسيون فوتبال ميتوان پتانسيل ها را به کار گرفت و درآمدزايي کرد. اطرافيان آقاي کفاشيان چندان نميتوانند کمکي کنند. به هر حال از لغو اردوهاي تيم ملي نميتوان نگران نبود. تيمها در اردوها شکل ميگيرند بايد کمک شود تا هر چه سريعتر اين اردوها شکل بگيرد.
* شما موافق اين هستيد که انتخابات برگزار نشود و خود رييس فدراسيون اطرافيانش را انتخاب کند؟
- نه. من چنين نظري ندارم. دوست دارم انتخاباتي بماند، اما نوع نگاههاي ما هم عوض شود و حرفهاي نگاه کنيم.
* اگر موافق باشيد درباره استقلال امسال صحبت کنيم. بستن تيم استقلال کار سختي بود؟
- شما ديديد که وقتي من خواستم از استقلال بروم عدهاي نوشتند فتحاللهزاده ديد کار بستن اين تيم سخت است و استعفا داد. او در رفت تا کار را ادامه ندهد. وقتي مي گوييم ميخواهيم برويم، ميگويند ترسيد. وقتي که هستيم ميگويند او مقاومت ميکند تا در استقلال باقي بماند. مگر دست من است ماندن من در استقلال؟ به هر حال اين چيزها آدم ناراحت ميکند.
* پس بگذاريد من هم اين را به شما بگويم که به طور قطع پس از پخش اين مصاحبه و اين صحبت شما که سال بعد در استقلال نخواهيد ماند ، قطعا عدهاي ميگويند که فتحاللهزاده ديد دولت جديد نميخواهد او در استقلال باشد و به همين دليل از استقلال خداحافظي کرد.
- پاسخ من هم به اين صحبت اين است که باشد، شما راست ميگويد (با خنده).
* در زمان نقل و انتقالات صحبتهايي مطرح بود مبني بر اين که جواد نکونام در استقلال نميماند و انصافا هم روند ثبت قرارداد او خيلي طولاني شد يا مسائلي مثل ماجراي مجتبي جباري که پيش آمد.
- درباره آقاي جباري همان طور که قبلا گفتهام هيچ صحبتي نميکنم و برايش آرزوي موفقيت ميکنم. اما در رابطه با جواد نکونام بايد بگويم که او تيمهاي خواهان زيادي داشت. با او صحبت کردهام و به او گفتهام که شما کاپيتان تيم ملي هستيد و در رقابتهاي آسيايي به حضورت نياز زيادي داريم. مجموعا با آقاي قلعهنويي با او صحبت کرديم و موفق شديم تا رضايتش را جلب کنيم. خوشحاليم از اين که نکونام در کنار ماست و انشاءالله به نتايج خوبي برسيم.
* اگر به گذشته برگرديم شايد کسي فکر نميکرد که استقلال تا اين مرحله از ليگ قهرمانان آسيا بالا بيايد. هدفگذاري استقلال دقيقا در اين بازيها چگونه بوده است؟
- من بايد از تک تک بازيکنانمان تشکر کنم. آنها با وجود اين که پولشان را نگرفته اند، دست خالي به ميدان ميروند. هنوز آندرانيک تيموريان پولش را از ما نگرفته و من به دنبال اين هستم تا سه، چهار روز آينده يک پولي گير بياورم و به او بدهم تا از خجالتش در آيم. من بايد از اطميناني که او به من کرده است تشکر کنم. امسال يکي از سختترين سالهاي کل دوران مديريتي من بود و خوشحالم که اين بازيکنان خوب را جذب کردهايم تا اينجاي کار خوب بالا آمده ايم، ولي نياز به حمايت داريم. اگر حمايت نشويم به مشکل بر مي خوريم. بوريرام که ميگفتند ضعيف است ديديد که تيم خوبي بود به اين دليل که 9 بازيکن خارجي دارد . آنها تيم فرا ملي هستند و انشاءالله با کمک خدا از اين مرحله ميخواهيم عبور کنيم و به قهرماني فکر ميکنيم.
* بالا رفتن استقلال از مراحل آسيايي آن حرف منتقدان قلعهنويي را هم بياثر ميکند اين که گفته ميشد او يک مربي بينالمللي نيست.
- بله. اصلا تا همين جا هم که بالا آمده ايم خط بطلاني روي اين ادعاست. قلعهنويي ثابت کرد که اين صحبتها همه از روي حسادت است. به نظرم امير قلعهنويي در اين اتهامات مظلوم واقع شده است، با اين وجود او تواناييهايش را به خوبي اثبات کرده است.
* هر چند کمي تکراري به نظر ميرسد ، اما مسائلي که عنوان ميشد ميان شما و قلعهنويي وجود دارد چرا اينقدر با آن از سوي برخي ها دامن زده و بزرگنمايي شد؟
- اين کار را ميکردند تا ما را به جان هم بيندازند تا ما از نتيجه دور شويم. اختلاف همه جا هست. شايد امير قلعهنويي بگويد که با من اختلاف دارد، اما من با قلعهنويي هيچ اختلافي ندارم. اختلاف سليقه وجود دارد که آن هم موجب پيشرفت است. هم چنان که در هيات مديره هم اختلاف سليقه وجود دارد.
* آقاي فتحاللهزاده ! در يک مصاحبه با ما گفتيد که براي ماجراي کسر امتياز از استقلال به فيفا شکايت ميکنيد. هر چند که تا آنجايي که ما فهميدهايم شما قاعدتا در صورت شکايت بايد به دادگاه عالي ورزش در سوئيس شکايت کنيد. با اين حال شما اين ماجرا را تا کجا ميخواهيد ادامه دهيد؟
- تا هر کجا که قانون به ما اجازه دهد از خودمان دفاع ميکنيم. اميدواريم تا در همين ايران به شکايت ما رسيدگي شود، اگر اين گونه نشد به مراجع خارجي مراجعه خواهيم کرد. هر کجا که لازم باشد اين کار را پيگيري ميکنيم و به هيچ وجه کوتاه نميآييم. چرا که اين امتياز به ناحق از ما کسر شده است . واقعا آنها از کدام قانون از ما کسر امتياز کردهاند ؟ بايد از تيمهايي که در همان بازيهاي اول تماشاگرانشان فحاشي ميشد هم امتياز کسر ميشد. با احترام به دوستان کميته انضباطي و استنياف تا آخر اين ماجرا هستيم و تلاش ميکنيم تا حقي از ما ضايع نشود.
* آقاي حسنزاده تلويحا گفته که نسبت به افرادي که مصاحبه عليه کسر امتياز کنند، پيگيريهاي لازم را انجام ميدهند.
- ما انتظار داريم که رييس کميته انضباطي خودش منضبط صحبت کند، اين صحبتهاي يعني چه؟ اين حق ماست که شکايت کنيم و اعتراض داشته باشيم. اگر ميخواهند من را محروم کنند، بکنند. اين حرفها ديگر چيست که نبايد مسئولان تيمهاي محروم شده صحبت کنند! انتظار ما اين بود که آنها بگويند صحبت کردن و شکايت ما حق ما بوده است و من تعجب ميکنم که چرا اين صحبتها را مطرح کردهاند !
* مثل اين که استقلال براي بازيهاي آسيايي هم کمي دچار مشکل شده است.
- البته مساله چندان دشواري نيست. مثلا در بازيهاي ما در امارات بطريهاي زيادي به سمت ما پرتاب شد، اما يک چيز هم خطاب به هوادارانمان مي گويم . هواداران محترم استقلال حواست باشد عدهاي دوست ندارند که استقلال به موفقيت برسد. تو خودت اگر ديدي کسي بطري را پرتاب ميکند و يا وسايلي را به زمين پرتاب ميکند به او اعتراض کن و او را معرفي کن. مواظبت کنيد تا استقلال آسيب نبيند.
* نظرتان راجع به حضور خلعتبري در پرسپوليس چيست، گفته ميشود که او هيچ مشکلي در بازي برابر استقلال در داربي تهران ندارد.
- چنين چيزي شدني نيست. اين مساله غير قانوني است. اگر کسي هم شکايت کند و کار به فيفا بکشد از پرسپوليس هم شايد امتياز کم شود. TMS خلعتبري را ميخواهند چه کار کنند؟ من به طور قطع مي گويم که خلعتبري نميتواند بازي کند. از نظر بنده مهم نيست که خلعتبري برابر ما بازي کند يا نکند، ولي از لحاظ قانوني حضور او ممکن نيست. اگر قرار باشد اين مسائل وجود داشته باشد ما هم ميتوانستيم با اين اوصاف جاسم کرار و خيلي هاي ديگر را به استقلال بياوريم. مثلا يک بازيکن خارجي را پسنديده بوديم ، ولي به همين دليل از آوردن او به استقلال منصرف شديم. اين قانون شکنيها نبايد شکل بگيرد. اصلا براي ما اين که خلعتبري در داربي بازي کند اهميتي ندارد. اصلا بيايد جلوي استقلال بازي کند، بيايد برابر تک بازي ما با پرسپوليس به ميدان برود و ما هيچ واهمه اي نداريم.
* حاج آقا ! واقعا نظرتان براي جدايي از استقلال قطعي است؟
- بله. من سالهاي زيادي در اين باشگاه بوده ام و اين حضور من کفايت ميکند. اگر هيات مديره خواستهاند حاضرم در هيات مديره استقلال حاضر باشم، چرا که استقلالي هستم. اما به عنوان مديرعامل ديگر ادامه نمي دهم. از همان زماني هم که بحث خصوصي سازي در فوتبال ايران مطرح شد، گفتم که هيچ گاه سهام باشگاه استقلال را نمي خرم. استقلال خصوصي هم شود من هيچ گاه به عنوان سهامدار وارد اين تيم نخواهم شد. من اگر مي خواستم به سهمي برسم يا هدف خاصي داشتم، در اين چند سال حقوق از استقلال مي گرفتم. قرارداد مي بستم و به منافعي ميرسيدم. من حاضرم در کنار همان مالکان خصوصي باشگاه استقلال براي استقلال کار کنم، اما سهامي نميگيرم، چرا که از حرفهايي که برايم در ميآيد واقعا ناراحت مي شوم.
* به عنوان سوال آخر! آيا کاري بوده که در استقلال انجام داده ايد و از انجام آن پشيمان شده باشيد. يعني تصميمي گرفته باشيد و بعدها بگوييد که اي کاش آن تصميم را نميگرفتم.
- تصميمات من همگي بر اساس مقتضيات زمان بوده و لازم بوده تا انجام شود. آن زمان هم که ناصر حجازي را برکنار کردم لازم بود که آن کار را انجام دهم. به خاطر حفظ شان ناصر خان و اين که مي دانستم در ادامه فشار بيشتري متوجه او خواهد شد. در 15 – 16 سالي که حجازي را ميشناختم شايد تنها دو ما بود که با حجازي صحبت نکردم و همواره با يکديگر دوست بوديم. خاطرات زيادي با هم داريم و حرفهايي را ناصر خان به من زده که شايد هيچگاه به فرزندانش هم نزده بود. در پايان هم آرزو ميکنم روزي باشگاههاي ما روي پاهاي خودشان بايستند و نيازي به کمک دولت نداشته باشند. همچنين يک بار ديگر از هواداران مان ميخواهم نسبت به پرتاب بطري و مسائلي از اين قبيل در باشگاه بسيار دقت داشته باشند. من به اين مسائل مشکوک هستم و پرتاب بطري در زمين در حالي صورت ميگيرد که تيم ما بارها شده ببازد و يا بد بازي کند ، اما تماشاگران خيلي محترمانه برخورد کردهاند . جالب است که پرتاب بطري فقط در بازيهاي آسيايي اتفاق افتاده است، آن هم در حالي که تيم ما از حريف جلو بوده و هيچ نيازي به اين کار نبوده است . من از هواداران ميخواهم افرادي که بطري را پرتاب ميکنند را به مسئولان انتظامات ورزشگاه معرفي کنند تا استقلال از اين حيث آسيبي نبيند.
+ نوشته شده در جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 10:18 توسط اميرعباس
|
وبلاگی برای همه هواداران متعصب ناصر حجازی و فرهاد مجیدی و استقلال